بعد از بیست و سه

بعد از بیست و سه

همان اوقاتی که تب داریم و به مهتاب بد می گوییم. همه مان.
بعد از بیست و سه

بعد از بیست و سه

همان اوقاتی که تب داریم و به مهتاب بد می گوییم. همه مان.

فال آبان‌ماه ۸۷

خوشست خلوت اگر یار یار من باشد

نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم

که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

روا مدار خدایا که در حریم وصال

رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد

هوای کوی تو از سر نمی‌رود، آری

غریب را، دل سرگشته د روطن باشد

بسان سوسن اگر ده زبان شود حافظ

چو غنچه، پیش تواش مهر بر دهن باشد

***

ادامه مطلب ...

جهان سوم

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند ، خانه اش خراب می شود و هرکس بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. 
این جمله از کیست؟

سهراب سپهری هشتاد ساله شد

  

کاشان - ۱۳۲۵ 

بیمارستان آبان 1359

بیمارستان آبان تهران - ۱۳۵۹ 

عکس ها از: وب سایت سهراب سپهری

چهاردهم مهرماه هرسال، سالگرد تولد سهراب سپهری است.  و امسال هشتاد سال از چهاردهم مهرماه ۱۳۰۷ می گذرد. 

***

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت، از یاد من و تو برود.

رهنمودهایی برای معضلی به نام گلشیفته

وب سایت جهان نیوز با انتشار مطالب تندی خواستار برخورد مسئولان نسبت به اقدامات گل‌شیفته فراهانی شد. روزنامه اعتماد چهارشنبه 17 مهرماه 87

***

بعد از دیدن خبر بالا، فکر کردم مسئولان چگونه می‌توانند با اقدامات گل‌شیفته برخورد کنند. با توجه به این‌که این اقدامات فقط به بی‌حجابی ایشان در برنامه رد کارپت یا همان فرش قرمز فیلم مجموعه دروغ‌ها برمی‌گردد، وگرنه بازی ایشان در این فیلم، امر پنهانی نبوده است. همه هم می‌دانند که کلیه اصول و مبانی فقهی و اسلامی در این فیلم به دلیل شخصیتی که گل‌شیفته نقش وی را عهده دار بوده رعایت شده و این فیلم کاملن شرعی است. بنابراین بیاییم و راه‌های پیش پای مسئولان را در امتثال اوامر جهان نیوز بیابیم. شاید بتوانیم که کمکی به ایشان بکنیم. من به سهم خودم  چند رهنمود می‌دهم. شما هم اگر چیزی به ذهن‌تان می‌رسد دریغ نکنید. لطفن.

1 – از پلیس بین الملل –اینترپل- بخواهند که گل‌شیفته را دستگیر کرده و تحت‌الحفظ با اولین پرواز به کشور بازگردانند.

2 – توسط کشور سوئیس یعنی حافظ منافع آمریکا اعتراض خود را به شکل شدید الحنی به دولت آمریکا اعلام کرده خواستار اخراج گل‌شیفته از آمریکا بشوند.

3 – بهزاد فراهانی پدر گل‌شیفته را دستگیر کرده و به عنوان گروگان نگاه دارند تا مهر پدر و فرزندی باعث شود وی با پای خودش به میهن اسلامی بازگردد.

4 – فیلم‌های قبلی وی از سطح شهر جمع‌آوری شده و طی مراسم باشکوهی و در حضور ملت همیشه در صحنه و در ملاعام سوزانده شوند. مانند مواد مخدری که هراز گاهی می‌سوزانند.

5 – وی را ممنوع التصویر کنند.

6 – فیلم‌های او تحریم شده و اگر کسی مجبور است که به خاطر سایر عوامل و دست اندرکاران فیلم آن را ببیند در پلان‌هایی که وی حضور دارد، چشم‌های خود را ببندد.

7 – نام فراهان هرچه سریعتر عوض شده و مثلن بشود رفاهان و کلیه نقشه‌های قبلی کشور، معدوم شود.

8 – کلیه گل فروشی‌ها در سطح کشور جمع‌آوری و تعطیل شوند.

9 – وزیر ارشاد همین فردا جهت ارائه توضیحات به مجلس احضار شده و استیضاح شود.

10 – فیلم م مثل مادر، هرچه سریع‌تر بازسازی شده و فیلمی ارزشی با نام پ مثل پدر ساخته شود.

11 – کلیه فیلم‌سازانی که تا کنون با وی کار کرده‌اند، ممنوع الفیلم شوند.

12 – کلیه قالی بافان کشور، بلکه جهان، ترغیب شوند که دیگر فرش قرمز نبافند. چرا که ممکن است دیگر ستارگان سینما هم وسوسه شده و از اقدامات گل‌شیفته پیروی کنند و آن وقت است که هیهات است.

13 – کلیه فیلم‌های ساخته شده توسط سر رایدلی اسکات کارگردان فیلم مجموعه دروغ‌ها و هم‌چنین لئوناردو دی کاپریو، تحریم شوند.

***

تبصره: اگر گل‌شیفته از اقدامات خویش اعلام برائت کرده و با پای خود و بدون هیچ گونه برخوردی به میهن اسلامی برگردد و در تلویزیون ابراز ندامت کند، مورد عفو و عطوفت اسلامی قرار بگیرد. اما در کلیه فیلم‌هایی که احیانن در آینده بازی خواهد کرد، با چادر و روبنده ظاهر شود.   

***

 لینک مرتبط:

تولد یک ستاره

فال مهرماه 1387

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

ز با غ عارض ساقی هزار لاله برآید

نسیم بر سر گل بشکند کلاله سنبل

چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید

به سعی خود نتوان برد ره به گوهر مقصود

زهی خیال که این کار بی حواله برآید!

ز گرد خوان نگون فلک، طمع نباید داشت

که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید

شکایت شب هجران نه آن حکایت حال است

که شمه‌ئی ز بیانش به صد رساله برآید

گرت چو نوح نبی صبر هست بر غم طوفان

بلا بگردد و کام هزار ساله برآید

نسیم زلف تو گر بگذرد به تربت حافظ

ز خاک کالبدش صد هزار ناله برآید

***

ای صاحب فال بدان و آگاه باش که تازگی‌ها خیلی می‌گساری می‌کنی. طوری که حتا آفتاب را از مشرق پیاله می‌بینی به جای این‌که از مشرق کوه ببینی. می‌گساری بد نیست ولی حد و حدودی دارد. درست است که در شرع حرام اعلام شده است ولی بدان که  اگر می‌گساری نکنی به بهشت می‌روی و آن‌جا تا دلت بخواهد به تو شراب و می  می‌دهند و ما طبق معمول در این کار خدا حیرانیم که چرا در این دنیا می‌گساری حرام است و در آن دنیا و در بهشت موعود تا دلت بخواهد شراب به خوردت می‌دهند؟ آن هم به توسط حوریان ماه رو-شراب هایی که می‌گویند از شکر شیرین‌تر و از عسل غلیظ تر است و خاصیتش هم این‌است که بسیار سکر آور است و سردرد هم ندارد.

یک چمنی می‌بینی با کلاله سنبل خیال نکن که می‌توانی در این چمن فوتبال بازی کنی. نه باید این کلاله را بو کنی. چرا؟ چرا و کوفت. در کار سرنوشت چرا می‌آوری؟ گستاخ؟ ملعون؟ شکاک؟

این روزها آنقدر جان می ککنی* که گوهر مقصود پیدا کنی. خیال خام کرده‌ای. گوهر مقصود کجا بود؟ این گوهر با حواله و آن هم در اماکن خاص تقسیم می‌شود. رنج و مشقت و این‌ها را ول کن. خلاصه‌اش کنم. این یعنی این‌که باید به دنبال پارتی باشی. حتا حافظ هم نمی‌تواند برایت کاری کند. پارتی کلفت.  افتاد؟

به دنبال یک لقمه نان هستی که بیاوری سر سفره سر و همسرت. ولی باید صدتا غصه بخوری. چی فکر کردی؟ که دکترا داری؟ که مهندسی؟ که رییسی؟ که مدیری؟ زکی. خیال کردی. باید صب تا شب بدوی. میدانی با صدتا غصه یک لقمه به تو می دهند. کشک که نیست که. لقمه است.

ببین، احساس میکنم که دارد فشارت بالا میرود. ولی مجبورم به تو بگویم که باید صد تا رساله بنویسی تابفهمی که شب هجران یعنی چه؟ مگر الکی است؟ نمی فهمی؟ فکر می‌کردی که یاری و غاری و نواله‌ای و ... همه اش درست ولی شب هجران؟ آخ از این شب هجران.

بهرحال باز این حضرت حافظ است  و شاخ نباتش که دلش به حالت سوخت و اعلام کرد که باید مانند نوح صبر داشته باشی تا کام هزار ساله ات برآید. اگر داری بسم الله. اگرم نداری که از خاک کالبد حافظ هزار ناله بر می‌آید و کار تو زار می‌شود.از من می‌پرسی که چرا هزار ناله بر می‌آید؟ یعنی خودت نمی‌دانی؟ اگر نمی‌دانی بگو تا یک اس ام اسی که حافظ محض گل روی تو سروده و در هیچ جایی تا به حال منتشر نشده برایت بفرستم تا بفهمی که دنیا دست کیست. این‌جا معذورم از نوشتنش که وبلاگم از طرف مدیریت محترم بلاگ اسکای فیلتر می‌شود و من می‌مانم و حوضم.

غرض: داری جان می ککنی یا نه؟ اگر نه که کلاه ات پس معرکه است. وگرنه خوشبختی و سعادت هر دو عالم از آن تست.

بسم الله.

* به کوری چشم اعرابی که تشدید را داخل زبان پارسی کردند، ما زین پس به جای تشدید، حرف تشدید دار را دوبار می نویسیم، نوشتنی. کلیه منتقدین هم بروند و کشک خودشان را بسابند، سابیدنی. مگر مرض داریم که حرفی را بنویسم  و بر رویش تشدید بگذاریم؟ خب حرفی که تشدید دارد را دوبار می‌نویسیم و منت عرب نمی‌بریم. اعرابی که خیر سرشان برایمان خلاصه نویسی آورده‌اند، بروند و شیر شتر و سوسمارشان را بخورند.

شوالیه تاریکی

 شوالیه تاریکی

  تبلیغ نقد فیلم سامورایی در فیلم هایی که می بینیم.  

***

وقتی ساعت نه و نیم جمعه شب به هزار و یک دلیل داری پیاده از میدون بیسچاراسفند رد می شی و سی دی فروشا را می بینی که کف پیاده رو بساط پهن کردن، باید وایسی و  نگاهشون کنی. هم سی دی ها و هم سی دی فروش ها را. 

در این میان اگر نسخه روپرده ای و بی کیفیت شوالیه تاریکی رو ببینی و نخری باید حالا حالا ها باید بری تو لک. هر چند که دومین فیلم زیبایی که در زندگی دیده ای، سامورایی ژان پیر ملویل باشد. 

انگولک روزنامه اعتماد 24 شهریور

اعتماد - تذکر بودجه‌ای لاریجانی به احمدی‌نژاد.

انگولکچی – خسته نشدی از این همه تذکری که براش تره هم خرد نمی‌کند؟

اعتماد – مخالفت روسیه با تحریم بیشتر ایران

انگولکچی – باز این روسیه خبیث چی تو کله اشه؟

اعتماد – حمایت ضمنی احمدی‌نژاد از علی‌آبادی

انگولکچی – حمایت‌های غیر ضمنی اش چه گلی به سر طرف می‌زند که حمایت های ضمنی‌اش بزنه؟

اعتماد – خاتمی: جبهه اصلاحات باید حالت تهاجمی بگیرد.

انگولکچی – حالت صلح آمیز هم که بگیره کفن پوشان قم عزا عزاست امروز راه می‌اندازن چه برسه به حالت تهاجمی.

اعتماد – عقب نشینی وزارت علوم

انگولکچی – بوی گند کنکور امسال به مشام خان هم رسید.

اعتماد – یارانه کالاهای اساسی و کوپنی حذف نمی‌شود.

انگولکچی –  این یعنی آب و برق و اینا حیاتی نیستند.

اعتماد – قلعه نوعی آلترناتیو ندارد.

انگولکچی – به این میگن مدیریت اصولی و صحیح و راه بردی و کاربردی و ... بردی.

اعتماد – بسکتبال ایران از بازی با آمریکا انصراف داد.

انگولکچی – توی تیم آمریکا حتمن یک یهودی شناسایی شده.

اعتماد – آلودگی هوا مردم را چاق‌تر می‌کند.

انگولکچی – یعنی تو تهران رژیم نگیریم.

اعتماد – شمس الواعظین: شایعه قوی‌ترین رسانه فعلی کشور است.

انگولکچی – شایعه قوی‌ترین رسانه همیشگی کشور بوده است.

اعتماد – تعلل آمریکا برای صدور روادید برای احمدی‌نژاد.

انگولکچی – مگه بازم می‌خواد بره آمریکا؟

اعتماد – الهام : حذف ماده 23 از لایحه حمایت خانواده راه مردان را برای از هم پاشیدن خانواده باز کرد.

انگولکچی – مرده شور انسجام خانواده‌ای رو ببره که با گرفتن زن دوم –حالا با یا بی- اجازه زن اول، قراره تداوم پیدا کنه.

اعتماد – مردی پدر بزرگ نامزد سابقش را به قتل رساند.

انگولکچی – بیله دیگ بیله چغندر!!

بدون شرح تابستان 87

تکزاسی ها  می گویند: 

همه دوست دارند که به بهشت بروند، اما هیچ کس دوست ندارد که بمیرد. 

*** 

قبلنا شنیده بودم: برای رفتن به بهشت باید اول بمیری. 

*** 

پ.ن. حتا اگر بهشت پشت قباله ات باشد و در نامت هم ثبت شده باشد. 

*** 

نتیجه گیری: بی خیال مردن. اینجا از اون بهشتی که می شناسیم، بهشت تر است.

سیسمونی

می گفت: چند ماه پیش دعوت شده بودم برای دیدن سیسمونی یک نوزاد. نوزاد نوه خانمی بود که تا همین چند سال پیش توی یکی از روستاهای نزدیک تهران زندگی می کرد. فرض کنید خان زاده بود. ولی نبود. حالا این شما و این هم صورت اقلام سیسمونی یک نوزاد یک ماهه: 

تخت و کمد و گهواره و .... اینا که بماند.  

۱ - نوت بوک اپل  

۲ - میز و کامپیوتر و خط تلفن مستقل برای اتصال به اینترنت. 

۳ - تلویزیون ال سی دی ۴۰ اینچ نصب شده به دیوار همراه با سینمای خانگی. 

۴ - رسیور کارتی دریافت امواج ماهواره ای. 

۵ - یخچال ساید بای ساید با مونیتوری روی درش. 

۶ - ... یک چیزایی از قبیل مصرف دو سال پوشک و بطری شیر و ..... 

دو ماه بعد مجددن دعوت شدم برای دیدن اقلامی که کم و کسری دفعه اول بود. البته بعد از یک سفر علیا مخدره به دوبیت. یعنی دوبی. -حتا دوبی را دوبیت می گفت-: 

روی یک میز ناهار خوری انواع: 

شکلات، پفک، چیپس های خارجی، کفش، لباس های مختلف برای انواع سنین، .... 

و از همه جالبتر چوب و کفش اسکی و توپ های مختلف برای انواع ورزش ها مثل، بسکتبال، هندبال، رگبی، فوتبال، و ... بود. 

داری می خندی؟ بخند. بخند.

اونقدر بخند تا بمیری.

فال شهریور ۱۳۸۷

کفشهایم کو؟

چه کسی بود صدا زد سهراب؟

آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ

مادرم در خواب است.

و منوچهر و پروانه و شاید همه مردم شهر

شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می‌گذرد.

و نسیم خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا

می‌روبد.

بوی هجرت می‌آید:

بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست.

صبح خواهد شد

و به این کاسه آب

آسمان هجرت خواهد کرد.

باید امشب بروم

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم.

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمن خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

هیچ‌کس زاغچه‌ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.

من به اندازه یک ابر دلم می‌گیرد

وقتی از پنجره می‌بینم"حوری"

-دختر نابالغ همسایه-

پای کمیاب‌ترین نارون روی زمین

فقه می‌خواند.

***

ای صاحب فال، بدان و آگاه باش که جهت شرکت در یک مجلس ختم که الزامن نباید مربوط به یکی از نزدیکانت باشد به مسجدی می‌روی و در آن‌جا طبق معمول همه مساجد کفش‌هایت را می‌دزدند. بیرون می‌آیی و مدام از این و آن سراغ کفش‌هایت را می‌گیری. در این میان کسی که کفش‌هایت را دزدیده مدام سهراب را صدا می‌زند. تو نباید گول بخوری چون تو سهراب نیستی. –لازم به یادآوری است که این فال مربوط به کسانی که نامشان سهراب استَ، نیست- و این صدا کردن برای رد گم کردن است و این‌که تو هم دنبال سهراب بگردی و حواست پرت شود و آن‌گاه سارق با خیال راحت کفش‌ها را از مسجد دور کند.

با منوجهر و پروانه وقتی که مادرتان خواب است می خواهید که وروجک بازی در بیاورید و نگذارید که ملت یک چرت حسابی در بعد از ظهر شهریور بزنند. اینکه توی شعر خرداد نوشته برای رد گم کردن است و تو حالیت نیست.

بوی هجرت می‌شنوی. هجرتی که بوی گندش همه جا را پر کرده ولی تو تازه آن را حس کرده‌ای. کلی چلچله کشته‌ای و پر آن‌ها را در بالش ریخته‌ای که آن سر وامانده‌ات را روی آن بگذاری که الهی سرت را بر سر سنگ بگذاری که بشکند. بیمارستان بردن و دوا درمانت با من. آخر مرد حسابی یا زن حسابی پر چلچله مگر چقدر است که با آن بالشت را پر کنی؟ خجالت نمی‌کشی؟

پنجره‌ای را باز می‌کنی که با مردم شهرت صحبت کنی. باید توری پنجره را کنار نزنی و همین طوری از پشت توری با مردم ناحیه صحبت کنی. چرا؟ خب برای این‌که پشه داخل خانه می‌شود و شب نمی‌گذارد بخوابی. تازه مگر چه صحبتی داری که با مردم ناحیه بکنی. اصلن تو چه کاره ای؟ ول کن و به کار و کاسبی خودت بچسب.

روزی از همین روزها یک زاغچه می‌بینی. سعی کن که زاغچه را شناسایی کنی که اگر آن را دیدی دیگر ولش نکنی و چپ و راست تحولیش بگیری.  باید مواظب زاغچه باشی. زاغچه خبر چین است و  به قول شاعر که می‌فراید:

تو مو می‌بینی و من پیچش مو، خیلی آب زیر کاه است. این بد مصصب مگر می‌میرد. عمرن. تا هفت نسل تو را کفن نکند، خودش نمی‌میرد.

تصمیمی خلق الساعه می‌گیری که خانه و خانواده را رها کنی و بروی. چه شده مگر خل شده‌ای؟ اگر کسی را یافتی که دست بر قضا  او هم از همین کارهای تو می‌کرد یعنی ماشین می‌شست، پیرزن حفه می‌کرد. آب حوض می‌کشید و ... تحمل کن که باران خواهدآمد.

و اما د رمورد مسائل عشقی:

می گویند که مورچه چیست تا کل و پاچه اش چه باشد.

تو هنوز خودت اینقدر با اخلاق نیستی و هنوز چشمانت دنبال دخترهای مردم است. آن‌هم دخترهایی که دانشجو هستند و هنوز واحد مربوط به معارف اسلامی را نگذرانده‌اند. چه خیال کردی؟ فکر کردی عالم و آدم باورشان می‌شود که تو به خاطر اینکه  او دارد فقه می‌خواند ناراحتی یا این‌که  نه علت دیگری دارد. سرت به کار خودت باشد و دنبال ناموس مردم نباشد.

بهرحال فال این ماهت خیلی خوب بود. پولدار و خوشبحت می‌شوی و در این هیچ شکی نکن. اگر هم شک کردی برو و یکی از این فال حافظ های سر  چارراه ها بخر و بخوان. می‌بینی که آن‌جا هم نوشته:

مژده ای‌دل که مسیحا نفسی می‌آید و ......

صدقه هم نده. درست است که خیلی چیزها داری که چشم بزنند ولی چشمت نمی‌زنند. خیالت تخت باشد.

کوچه

کوچه Alley

مراغه - ۱۳۸۲ و ۱۳۴۲

کوچه ای هست

که قلب من آن را

از محله های کودکیم

دزدیده است.

"فروغ فرخزاد"

شعر و معر

اگر فلسفه شعر و معر را نمی دانید بد نیست اینجا برایتان بنویسم:

آورده اند شاعری در روزگاران پیشین، روزی در دربار شاهی،  از جای برخواست و گفت: شاهنشاها اجازه دهید قطعه ای را که سروده ام در این مجلس با شکوه بخوانم. کسی پرسید:  "تو کیستی و چه کاره ای؟

- بنده شاعرم

- بنده هم ماعرم

- ماعر کیست؟

- شاعر کیست؟

- شاعر شعر می گوید.

- ماعر معر می گوید.

- معر چیست؟

- شعر چیست؟

- شعر اینست: هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد.

- معر اینست: هر منچه که مل گشت دگر منچه نگردد.

- منچه چیست؟

- عنچه چیست؟

- غنچه آنست که شکفته شده و گل می گردد.

- منچه هم آنست که مکفته شده و مل می گردد.

شاعر تسلیم شد و زبان در کام گرفت. زآن پس چون نیک بنگریست دریافت که بسیاری از اشعار، در واقع معرند.

خود نیز بعدها، معرها مرود. مرودنی.