
روزی به او گفتم: "شما هندی ها چگونه این همه جانور را در کنار خودتان تحمل میکنید؟ آن ها در کنار شما زندگی میکنند و شما عین خیالتان نیست."
گفت"ما از این که محل زندگی ما آن قدر به طبیعت نزدیک باشد که پرندگان و جانوران احساس کنند که در طبیعت زندگی می کنند بر خود می بالیم."
" یک سال دو کبوتر وارد خانه ما شدند و روی تلویزیون خانهمان آشیانهای ساختند. سه تخم گذاشتند. و تخم ها جوجه شدند و کمی بعد سه جوجه و پدر و مادر از آشیانه پر کشیدند و رفتند. و بعد از آن بود که ما روی تلویزیون را تمیز کردیم."
گفتم: "یعنی شما چندین ماه تحمل کردید که دو کبوتر با جوجه هایشان روی تلویزیون خانه شما باشند؟"
گفت: "باعث مباهات ما بود که آن پرندگان آرامش خانه ما را چون طبیعت میپنداشتند. این بهترین مقامی است که که یک خانواده هندی میتواند داشته باشد."
او این اواخر در تهران کار میکرد. یک بار خواسته بود که مرا ببینید و من به هزار و یک دلیل که اکنون میدانم که هر هزار ویک دلیلش فقط اتساع اسافل بود، امروز و فردا کردم و از این دیدار طفره رفتم. هر چند این طفره رفتن هایم هم همیشه شوم بوده است.
چند روز پیش برای یک مراسم عروسی به هندوستان رفت و در یک تصادف اتومبیل خودش و پدر همسرش برفتند. همسرش در حال وخیمی است و پسرش در کما، و ..... و نیز آرامش از آن خانه که کبوتران روی تلویزیون آن آشیانه ساخته بودند تا ابد رخت بر بست.
خودم را تا عمر دارم نمی بخشم.
لعنت به من.
نقش موجود در پاسارگاد نشان می دهد که شاپور اول برای سوار شدن به اسبش از "والرین*" به عنوان چهارپایه استفاده کرده و پای بر کمر او می نهد. این رفتار زشت را که همواره در کتاب های درسی تاریخ سال های قبل به عنوان یکی از مفاخر ملی ایران قلمداد می کردند، هرگز با رفتار فرهنگی و انسانی کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی، در مقابل پادشاهان اسیر نمی توان مقایسه کرد.
(چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی)
* والرین امپراتور روم
هم والنتین هم سپندارمزگان هم ....
امروز روز عشق است. گیرم دو سه روز دیگر-بیست و نهم بهمن- هم روز عشق باشد. اصلن همه روزها روز عشق باشند. خیلی هم خوبست.
این روزها عده ای از دوستان وقتی برایشان اس ام اسی می فرستی مبنی بر این این که روز عشقت مبارک -یعنی والنتین- پاسخ می فرستند که: ایرانی. ایرانی باش. ما ایرانی هستیم و باید سپندارمزگان را جشن بگیریم. البته راستش ما که کم هم عمر نکرده ایم دو سه سالی بیشتر نیست که با سپندارمزگان آشنا شده ایم. حالا آن هم خیلی هم خوبست ولی این دلیلی نمی شود که روز عشق دیگری را گرامی نداریم. حتا اگر عربیش را هم سراغ دارید به ما بفرمایید. البته گمان نکنم نوع عربی داشته باشد. نمی دانم که می دانید فروختن گل رز سرخ در عربستان در این روزها ممنوع است؟
-باز صد رحمت به حکام خودمان-
بهرحال غرض و مرضم از این دو سه خط این بود که یک چیز را بگویم و آن این است که از تمامی جشن های بازمانده از ایران باستان تا آن جایی که من به یاد دارم یک نوروز مانده است که با مبارزه ای که در این سی سال شد که از بین برود نه تنها ماندگار تر شد که این اطمینان را هم پیدا کردیم که حالا حالا حالا ها هست. جشن های دیگر چه بخواهیم و چه نخواهم از بین رفته اند. چرایش را به دنبالش نیستیم . ما هم البته به سهم خودمان سعی می کنیم تا یادمان بیاندازند آن ها را گرامی بداریم ولی تا هزاران سال دیگر از این جشن گرفتن های اقلیتی طرفی نمی بندیم. فقط به نظرمان دل خوشکنکی است و بس.
(داخل پرانتز بگویم که چندی قبل یکی از کسانی که خیلی سنگ سپندارمزگان و مهرگان و .. را به سینه میزند و حالت منفعلی در مقابل اعیاد اسلامی دارد، در مقابل درخواست رییسش برای حضور در محل کار در عید فطر کلی عصبی شده بود که:
توقع دارند آدم روز عید هم برود سرکار.!
گفتم: بله؟؟!! )
به هرحال ما همه اعیاد همه ادیان و ملل را عید می دانیم. همان قدر که والنتین را گرامی می داریم فطر و سپندارمزگان را. اصلن همه جشن ها را جشن می گیریم. باورمان هم بر این است قرن ها بعد آن جشنی هایی می مانند که مردمی تر باشند. جشن هایی که مردم آن ها را جاودانه می کنند. گیرم والنتین باشد یا سپندارمزگان یا.... که به باور من در دهکده جهانی آینده والنتین روز عشق است.
باور نمی کنید؟ چند قرن بعد در همین روز و همین صفحه برایتان می نویسم که:
روز عشقتان مبارک
شاه عباس دستهای جلاد مخصوص داشت که به آنها "چگین " میگفتند و وظیفهی آنها این بود که گنهکاران را به فرمان شاه زنده زنده پاره کنند و بخورند. در روضهالصوفیه آمده است:
"اینان گنهکاران واجب القتل را از یکدیگر میربودند و اعضای بدنشان را با دندان قطع نموده و بلع میفرمودند."
***
چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی
انگولک روزنامه اعتماد امروز۱۳ بهمنماه ۸۷. فقط صفحه اول و آخر
سید بر تردیدهایش غلبه میکند.
ایشالله.
کروبی: از قوه مجریه به قوه قضاییه پناه بردهایم.
و از آنجا به قوه مقننه.
احمد جنتی: سالمترین انتخابات روی زمین را برگزار کردهایم.
کی؟ همان وقتی که کروبی خوابش برد؟
عراق یک رای گیری آرام را تجربه کرد.
چون مقتدا صدر آنجا نبود.
به احتمال قوی لاریجانی و بایدن در مونیخ گفتگو میکنند.
علی! تو هم؟
اگر میرحسین نیاید خاتمی میآید.
این یعنی خاتمی میآید. چون میرحسین نمیآید.
صفار: مشکل به رنگ ارغوان را خود حاتمی کیا میداند.
ابراهیم! یک برش ناقابل. به جایی که بر نمیخوره که.
بهرام بیضایی: می خواستم فیلمسازی یادم نرود.
ما هم میدانستیم.
انتقاد شدید روزنامه دولت از میرحسین با نقلی از عسکراولادی
هول نشو. کاندیدای ریاست جمهوری نیست این میرحسین.
انتقاد شدید روزنامه دولت از میرحسین با نقلی از عسکراولادی
وقتی وزیر بازرگانیش بودی آرد توی دهانت بود میگفتی؟
کتاب اشعار پشت کامیونی حداد عادل منتشر میشود.
چه خوب که آقای حداد این دوره رییس مجلس نشد و فرصت کرد کتاب بنویسد.
کتاب اشعار پشت کامیونی حداد عادل منتشر میشود.
رفیق بی کلک، مادر
مشکلات فنی برقی عامل افتادن پرده مراسم افتتاحیه جشنواره فجر بود.
پس، مرگ بر برق.
مدیر مسئول کیهان خواستار ارسال اسلحه برای نهضت های جهان به ویژه فلسطین شد.
اشتباه تایپی روزنامه است. منظورش غذا و دارو خون است.
هر وقت یکی از واژه های ابیات پایین را می شنوم، از آن واژه تا آخر این قطعه را با خودم زمزمه می کنم. البته با یک دست کاری کوچک. -ا منظورم هم از واژه تو و بی و به و ای ... نیست. واژه های بیشتر از دو حرف-
ابیاتی هستند از یک غزل احمد شاملو. از خیلی پیش بر ذهنم حک شده اند.
***
مرا تو بی سببی نیستی
به راستی صلت کدام قصیده یی ای غزل؟
ستاره باران
جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه تاریخ؟
بالا بلند
بر جلو خان منظرم
چون گردش اطلسی ابر
قدم بردار.
فندکمان را بعد از روش کردن سیگار خودمان زیر سیگارش گرفتیم. در این فاصله دست لاکردارش به طرف جیبش رفت که فندکش را یا نمیدانیم به قول خارجیهای بی ادب فاکن کبریتش را در بیاورد. در چشمهایش پرسشی از اینکه چرا اول سیگار او را روشن نکرده ای. بی درنگی در کنایهای که چونان جام شوکران در یک سیگار نهفته است.
به قول ابن الجانکاه سمرقندی که چندی هم در بلاد ری از توابع تهران میزیست و یا بالعکس در بلاد تهران از توابع ری و یا اصلن نمیزیست، علت جویا شدند در نگاه. عرض کردیم به کلام:
قربانتان گردیم! ما متعلق به قومی هستیم، یعنی نسبمان به نسبی میرسد که در روشن کردن سیگار بین دو نفر، در آغاز، آن ِ خود روشن کند و سپس آن ِ دیگری. چنان که جام شوکران نیز، آری.
فرمودند نسبتان؟ عرض کردیم: "نسبمان شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا هم نرسد*. لذا ما ابتداء سیگارمان را بهسلامتی شما روشن میکنیم و اگر نمردیم سیگار شما را هم روشن میکنیم. اگر مردیم هم که مجددن قربانتان برویم پیشمرگ شما شدهایم."
و نیز این قوم باور دارند که اگر به قول ادیبان کسی بخاهد سیگار دیگری را قبل از سیگار خود بگیراند باید مطمئن باشد که دستش پس زده نمیشود و دیگری پیشدستی نکرده و آتش خود را زیر سیگار خاموش وی نمیگیرد.
این نهایت آرامش و آن نهایت جاننثاری. و یا بالعکس این نهایت جاننثاری و آن نهایت آرامش.
......
نفهمیدی پدر جان؟
......
"به زبان ساده، من برایت قربان شدم. بد کردم؟ بد کردم پیش مرگت شدم؟"
......
نفهمیدی آقا جان؟
......
"برو بمیر."
......
*باید بنویسیم این جمله از کیست؟
---پ.ن.
این متن قبلن اینجا آمده بود.
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
شد بر محتسب و کار به دستوری کرد
آمده از پرده به مجلس (عرقش پاک کنید!)
تا بگوید به حریقان که چرا دوری کرد
جای آن است که در عقد وصالش گیرند
دختر ِ مست ِ چنان، کین همه مستوری کرد!
مژدگانی بده ای دل ، که در مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموری کرد
بشکفت ار گل ِ طبعم ز نسیمش، نه شگفت!
مرغ ِخوشخوان، طرب از برگ گل ِ سوری کرد
نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود
آنچه با خرقه زاهد می انگوری کرد
حافظ! افتادگی از دست مده، زانکه حسود
عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد.
***
ای صاحب فال بدان و آگاه باش که هر کاری میکنی بکن ولی بالا غیرتن این یک ماه را صدقه نده والا برتو آن رود که بر باخه رفت.
کانال تلویزیونی بی بی سی فارسی آغاز به کار کرد.
یکی از مقامات جمهوری اسلامی آغاز به کار این کانال را، بزرگ ترین خطری که تا کنون بر علیه نظام جمهوری اسلامی به کار رفته است، خواند.
کسی نیست به این مقامات بگوید: "همین بی بی سی بود که در سال هزار و سیصد و پتجاه و هفت یکی از ارکان بزرگ حمله به نظام گذشته بود.
وقتی شاه پرویز راجی سفیر ایران در انگلستان خبیث را فرا خواند و به او گفت: "آیا نمی توان بی بی سی را خفه کرد"؟
زمانی که اگر در دارقوزآباد ایران خون از دماغ کسی در جریان انقلاب می ریخت -گیرم در یک دعوای قبیله ای- شب همان روز همین خبر با آب و تاب فراوان در بی بی سی انعکاس می یافت.
و راجی گفته بود که:
پیام ملوکانه را به اطلاع مقامات انگلستان رساندم و آن ها گفتند: " بی بی سی یک تشکیلات کاملن مستقل از سیاست بریتانیای کبیر است." !!!!
نقش پای رفتگان هموار سازد راه را
***
دوستم فیروزه چندی قبل به سفری در دل کویر دست زد. عکس را هم نمی دانم کی گرفته است. چون همان طور که ا زقرائن و شواهد پیداست خیلی از همراهانش دور افتاده. ولی قدر مسلم این است که از این سفر جان سالم به در برده است. چرا که عکس را خودش به من داد.
سگ از ولگردی روزانه دست خالی به خرابه ای که توله هایش را مخفی کرده بود و به شکلی خانه آن ها محسوب می شد باز گشت. یکی از آن ها از گرسنگی در حال مردن بود. سگ کمی او را لیس زد و در حین لیس زدن بود که توله مرد. خواهران و برادران زنده آن تن در حال جان دادن را دریدند و خوردند و کمی بعد در آغوش گرم و در بین پستان های بی شیر مادر به خواب رفتند.
سگ تا صبح بیدار بود.
18 نماینده خواستار پاسخگویی وزیر جهاد کشاورزی شدند.
یعنی دولت رفت سرمرز. برمیگردد؟
لایحه بیمه سلامت تقدیم دولت شد.
بیمه سلامت یا بیمه بیماری؟
آمادگی برای تظاهرات در میدان فلسطین.
میدان کوچکتری نبود؟
منصور ارضی: نهضت آزادیها از صهیونیست ها بدتراند.
نه بابا؟ پس به بهانه نوار غزهایها خمپاره بارانشان کنید.
نیویورک تایمز: غرب به سرنوشت روسها در افغانستان دچار میشود.
ملا محمد عمر آماده بازگشت باش. اسامه را هم با خودت بیار.
اپوزیسیون مالزی: قصد نداریم حدود اسلامی را جاری کنیم.
باز هم شتر سواری دولا دولا.
استالین سومین شخصیت محبوب روسیه.
این روسا خودشان انگولکاند.
باهنر: با نفت چهل دلاری گرفتار میشویم.
رییس که میگه با پنج دلار هم مشکل نداریم که. چه جوریه؟
اجرای طرح تحول نیازمند سه تا پنج سال زمان است.
سی تا پنجاه را هم قبول داریم. اما بینی و بین الله سیصد تا پانصد دیگر نشود که حوصله ما خدای نخواسته ممکن است سر برود.
مذاکرات احمدینژاد و سران کشورهای اسلامی در باره غزه
اسراییل نابود شد رفت پی کارش.
اغلب انگیسیها به زودی دو موبایل خواهند داشت.
ما هم بزودی سه موبایل خواهیم داشت تا از این اینگیلیسیای خبیث عقب نمونیم.
فیلها در کنیا اس ام اس میزنند.
کلمه خرطوم هم توسط مخابرات کنیا فیلترشد.
حفر تونل مترو زیر محور چهار باغ عباسی به طور علنی اعلام شد.
بابا حمل مسافرای این تکه را میدادید به درشکههای میدان.
چهارمین باخت تیم ملی فوتبال تحت هدایت علی دایی در عمان از تیم گالیسیا.
نگران نشوید. گالیسیا همان برزیل سابق است.
مرد کلاهبردار با فریب دختران جوان ۳۰۰ میلیون تومان کلاهبرداری کرد.
همهاش؟
مرد شیک پوش سه میلیارد تومان کلاهبرداری کرد.
این شد یه چیزی. باز هم بگویید شیک پوشی بد است. باید کثیف و شلخته گشت تا مردمی جلوه کرد.
امیرقادری: کدام را میپسندید؟ دوایی بودن یا جوکر شدن؟
جوکر که شدهایم. کارمان هم از کار گذشته است.