بعد از بیست و سه

بعد از بیست و سه

همان اوقاتی که تب داریم و به مهتاب بد می گوییم. همه مان.
بعد از بیست و سه

بعد از بیست و سه

همان اوقاتی که تب داریم و به مهتاب بد می گوییم. همه مان.

ورم زبان

چند روزی هست که  یک معتاد را در تخت بغل دستم خوابوندن. انگار در اثر افراط در استفاده از  الکل طبی که این روزا در سوپری ها هم عرضه می شه کلیه هایش از کار افتاده.

امروز زبونش رو چسونده بود به لپش و به هر پرستاری که از کنارش رد می شد میگفت:

خانم پرستار زبونم ورم کرده. من هر وقت خمار میشم این اتفاق برام می افته. لطفن یک مسکن قوی به من ترزیق کنید که این ورم بخوابه.

پرستارام بنده خداها هرچی بهش می گفتن که دهنتو باز کن که زبونتو ببینم، می گفت:

نمی تونم دهنمو باز کنم، از بس زبونم ورم داره. یا یک کمی باز میکرد طوری که هیچچی دیده نمی شد.  این بود که بعد از مدتی یکی شون اومد و گفت:

با دکتر صحبت کردم. یه آمپول برات نوشته. ولی باید بزنم به نوک زبونت.  اگرم دهنت باز نشد ، روی لپت ترزیق می کنم. آماده باش تا برم و برگردم و بعد از مدتی با یک سرنگ آماده ترزیق برگشت.

بیمار گفت: تا شما اسم ترزیق و دکتر آوردین زبونم ورمش خوابید. دستتون درد نکنه.

بعد از رفتن پرستار برگشت و به پنجره خیره شد. خیلی سخت نبود که بفهمی داره نقشه دیگه ای برای یک ترزیق آرامبخش میکشه. ترزیقی مشتی و تو رگی.

تفنگت را زمین بگذار

فریدون مشیری 

فریدون مشیری یاری بی بدیل برای محمدرضا شجریان

تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبار ِ نا هنجار

ادامه مطلب ...

شفیعی کدکنی جلای وطن کرد

 محمدرضا شفیعی کدکنی 

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا , هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم....
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را 

***
باور کردنی نبود ولی باور می کنیم.

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی جلای وطن کرد و پنجشنبه شب تهران را برای همیشه ترک کرد. در فرودگاه هیچ کس برای بدرقه وی نرفته بود. شاید این هم دلیلی دیگر است بر این که مطمئن شود انتخاب درستی کرده است. 

شاید در غربت بتواند آن چه را که این جا نمی توانست، بسراید. امید است سکوت شاعران و نویسندگان مشهور ما با این سفر بشکند. حداقل سکوت دکتر.

ادامه مطلب ...

اعتمادملی

 

- ملی اومده؟ 

- اعتماد؟ 

- آره.

- نه توقیف شد. 

- ا ِ چرا؟ 

- کروبی جواب امام جمعه ها رو داده بوده. 

- دولتی چی؟ 

- دولتیه چی؟ اعتماد؟ 

- آره. 

- اعتماد که دولتی نداره که. گرفتی مارو؟ 

- نه جون تو. گرفتن چیه؟ مگه پلیس ضد شورشم؟ 

- آره اومده. 

با لبخند اشاره به دسته کیهان های روی پیشخون کرد و آن طرف تر را نشان داد. بسته هایی که از روزهای قبل مانده بود. آماده برای پس فرستادن. برای صاحابش.

برایت

برایت

برایت

عکس از: خودم

مگر فقط باید توی عکسامون عکس بگذاریم.

این عکس را وقتی گرفتم که داخل ساختمانی که این استخرش بود، عاقدی مشغول جاری کردن صیغه عقدی بود. الله و اکبر.

چون خودم خیلی از آن خوشم آمد و جو گیر این همه زیبایی شدم آن را کردم یک کارت تبریک.

بیت الله محسود به درک رفت


بیت الله محسود، ملیجک ملا محمدعمر و رهبر طالبان پاکستان، در بمباران یک هواپیمای بدون سرنشین، به درک رفته است.

امروز شنیدم مرده یا زنده ی این جانور 5 میلیون دلار می ارزیده. چند پست قبل، از جایزه ای که برایش در نظر گرفته بودند نوشتم. نفهمیدم این قدر گران شده قیمت این کوه گوشت سی و پنج ساله ی پفیوز. این خرس تا همین جا هم خیلی دوام آورد.

چیز دیگه ای نمی خوای؟

به نظر من بعد از اعتصاب غذای باشکوه مقابل سازمان ملل و طومار دو کیلومتری -راستی رکورد گینس شکسته شد؟- پاریس دو سه تا کار دیگر هم اگر بشود، جنبش سبز ایران می شود یکی از با کلاس ترین جنبش های تاریخ بشری. اگر از این مثال ها سراغ دارید بزنید.

یک: یانی یک کنسرت سبز بدهد.

دو: اپرا وینفری یک برنامه سبز ویژه تهیه کند.

سه: یک پرچم سبز بدهیم به فضانوردان آمریکایی ببرند فضا و روی کره ماه نصب کرده و برگردند.

چهار:

-صب کن. یواش تر. چیز دیگه ای نمی خوای؟

***

خودمانیم وقتی با ملت حرف می زنی به نظر می رسد که کمی تا قسمت زیادی بیش از اندازه از سازمان ها و مردم و ... سایر نقاط جهان انتظار هم دلی و هم دردی دارند -داریم-. ولی بینی و بین الله خودمان تا کنون به حمایت از کدام یک از جنبش های ملل دیگر برخواسته ایم؟ حتا حمایت هایی که از ملت فلسطین کرده ایم بیشتر دولتی و بعد از نمازهای جمعه بوده است. نگویید رژیم مانع بود. حتا اگر رژیم مانع باشد باز هم می شود در وبلاگ هایمان حداقل یک پستی و یا یکی دو خطی در موردشان می نوشتیم و ننوشتیم.

در موقع وقوع زلزله در بخشی از کشور منتظر کمک های ملل دیگر می نشینیم. یا حداقل انتظارش را داریم ولی در مقابل، وقتی در کشور دیگری زلزله ای به وقوع می پیوندد در مقابل درخواست کمک -گیرم توسط دولت- می گوییم:

ما خودمون داریم از گشنگی می میریم حالا بدیم دیگران بخورن؟ از کجا بیاریم؟ حتا آن وقت هم نمی گوییم که دولت کمک ها را از ما می گیرد و خودش می خورد یا می برد گمرک می فروشد و پولش را مثلن می دهد به حزب الله لبنان. نه. این ها را نمی گوییم. بلکه می گوییم:

نداریم آقا نداریم.

***

آن چه که این روزها بر ما گذشت و می گذرد خیلی چشم ها را باز کرد. باید یاد بگیریم که وقتی می گوییم:

بنی آدم اعضای یک پیکرند ......... این بنی آدم منظور آدمهای کره زمین است. و نه فقط آدم های کشور ایران. این را اگر فهمیدیم، نشان می دهد که داریم به سوی یک جامعه مدنی حرکت می کنیم . اگر هم نفهمیدیم، باید برویم و کشکمان را کماکان بسابیم و یک آش کشک مشتی بخوریم.


جای کی خالی؟

این روزها جای کی خالیه؟ اگه می توانستید یک مرده را زنده کنید و اوضاع ایران را نشانش دهید و بعد بنشینید و نگاهش کنید و از عکس العمل او لذت ببیرید و بر خودتون ببالید یا نبالید، آن مرده چه کسی بود؟ 

با این که خیلی سخته ولی سعی کنید یک نفر را نام ببرید یا حداکثر دو نفر. نامتان و نظرتان را زیر این  پست اضافه می کنم. مگر این که بگویید، نکنم.

***

علی: کوروش

دارا:  میرزا تقی خان امیرکبیر

ابوغریب: محمدرضا شاه، شاملو

بابک: حضرت علی، میرزا تقی خان امیرکبیر

روزبه: بابک خرم دین، خسرو روزبه

نیلوفر: امیرعباس هویدا، لیلا پهلوی

فرشته: امام خمینی

شمس: احمد کسروی

 ماندا: سعید امامی

کمال: کوروش، عباس میرزا 

حسام: اسکندر مقدونی

امید: داریوش

آروین: ایرج میرزا

مخمل: ستارخان

پروانه: ۳۰۰ دانشجویی که در انقلاب فرهنگی دیگر ادامه تحصیل ندادند.

فیروزه: مصدق، امام خمینی

فرناز: شاملو،  پدرش

 لاله: پدرش 

کریم: کیانوری و کسرایی

بهناز: محمدرضا پهلوی

ترانه: هیتلر، اسکندر

سهیل:سهراب سپهری، مصدق

سروناز: فریدون فرخ زاد

شما؟

پنج سال حبس برای محسن نامجو

محسن نامجو

بعداز کنسرتی در دانشگاه صنعتی شریف

در حال جمع کردن ساز

عکس از نیمانیا

محسن نامجو به دلیل استفاده از آیاتی از قران در یکی از ترانه هایش به شکایت سلیمی نامی، به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

او اعلام کرد، در آن وقت معذرت خواهی کردم ولی دیگر نمی کنم.

گفتگوی بی بی سی با محسن نامجو  

 

آقاى نامجو در سایت هاى فارسى زبان خبرى گفته شده که شما محکوم به ۵ سال حبس تعزیرى شده اید، از چگونگی و دلیل آن خبر دارید؟

ادامه مطلب ...

انگلیسی مست

یک انگلیسی مست، از فرط مستی، ارثیه خود را که بالغ بر ۷۰۰۰۰ دلار بود، بین مسافران فرودگاهی در اسپانیا، تقسیم کرد.

مستی چنین میانه میدانم آرزوست

***

پ.ن:

حالا مستی نه، رقصی.

لندن عقب نشینی کرد

گوردون براون ساعاتی قبل از ترک لندن به مقصد ایتالیا به خبرنگاران خارجی گفت: «نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران یک موضوع ایرانی است و هیچ ارتباطى به قدرت های خارجی ندارد.»

***

آخرین بازداشتی سفارت هم به جهنم.

خدا بیامرزد دایی جان ناپلئون را.

جایزه برای محسود

دولت پاکستان اعلام کرده که برای دریافت اطلاعاتی که به دستگیری زنده یا مرده بیت الله محسود، رهبر طالبان پاکستان منتهی شود، معادل 600 هزار دلار جایزه تعیین کرده است.

***

دولت پاکستان ضرر نکند یکهو. 600 هزار دلار؟  چرب ترش کنند شاید پیدا شد.  این مبلغ فقط خرج کاه و یونجه روزانه این آقاست.

***

عکس را گوگل کردم. با اسم همین بیت الله. حالا توی این عکس هست یا نیست اش را نمی دانم.