امروز در دو حوزه رای گیری حضور یافتم. در این دو حوزه شاهد به صندوق انداختن هفده رای بودم. دوتاشو ندیدم چهارده تا لیست ائتلاف اصلاح طلبان بود.
آقایی که نام ۴ یا ۵ نفر اصولگرا را نوشته بود در حین انداختن رای به صندوق شعارداد:
اینام که کاری برامون نمی کنن.
- خب رای نمی دادی پدرجان.
در اینجا از طرف مامورین نظارت یک تذکر شفاهی و مودبانه به بنده داده شد.
گیرم در بقیه حوزه ها اصولگرایان به صندوق افتاده باشند.
در یکی از حوزه ها، وقتی چند نفر داشتند باهم از روی لیست یاران خاتمی کپ می زدند گفتم: کاش یک ماشین پلی کپی اینجا بود و کپی میگرفتیم و خلاص. می انداختیم توی صندوق. همه خندیدیم و در اینجا از طرف مامورین نظارت باز هم به طور مودبانه دعوت به سکوت شدیم. این بود که لالمونی گرفتیم. ترسیدیم که دفعه سوم دیگر مودبانه با ما برخورد نکنند و داغ انداختن رای را بر دلمان بگذارند.
آمار این دوحوزه نشان می داد که ما برده ایم. من خودم همین را می خواستم. چیزی که در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری دور نهم ندیدم. وقتی که ۳ رای به احمدی نژاد را دیدم.
راستی خیال همه را هم با آمار و ارقام نداشته خودم راحت کنم که:
رییس جمهور آینده ایران هر کسی که باشد حاج دکتر محمود احمدی نژاد نیست. مگر اینکه تنها کاندیدای این مقام باشد . عین دیکتاتوری های سوریه و آذربایجان شوروی.
پیروزی یاران خاتمی مبارک.