اکشن ، رزمی ، ترسناک و... اکشن ، رزمی ، ترسناک و...
۹۵ فیلم ۲۰۰۹ به همراه زیرنویس
هر فیلم فقط 140 تومان
طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 15 اسفند ماه سال 1387 ساعت 01:21

یک سایت دوستی که مدت ها در ایران فیلتر بود اخیرن فیلترش در تعدادی از سرویس دهنده‌های اینترنتی برداشته شده. به نظر می‌رسد به علت نزدیکی به انتخابات باشد. و بعد از انتخابات باز همان آش و همان کاسه است. صحبت سی سال گذشته است. ما که خودمان ختم تمام تاریخ این سی ساله هستیم. در این گونه مواقع هم تا دلمان می‌خواهد هر غلطی می‌کنیم. کاشکی سالی دو سه تا اتنخابات بود تا ما همیشه هر غلطی دلمان می‌خواست می‌کردیم. بگذریم که حرف من این نبود. حرفم این بود که:

بهترین این سایت ها اورکات مرحوم بود. این اورکات در میان خیل وب‌گرد و وب‌نوردها طرفدار زیادی داشت. بشکند دستی که آن را فیلتر کرد. در انتخابات ریاست جمهوری قبلی طرف‌داران ریاست جمهوری دکتر معین بنا کردند به این که همگی عکس خودشان را با عکس وی عوض کنند. که درست در روزی که قرار بود این کار بشود این اورکات دچار فیلترینگ شد و تا به امروز فیلتر است. کسی نبود که بگوید: بابا طرفداران دکتر محمود هم عکسشان را با عکس وی عوض کنند. مگر ما بخیلیم؟  

البته بگذریم که حرف من این نبود. حرف من این بود که:

یکی از دوستان من در این سایت یعنی پادرا یک کامنتی یا یادداشتی برای من در صفحه گذاشت و گفت:

هون می‌دونی توی این سایت هیچ کس نمی‌تونه درگوشی با کسی حرف بزنه؟ هر پیامی برای کسی می‌گ‌زاری همه می‌بینند؟ آدم یاد ۱۹۸۴ جورج اورول می‌افته.

با خودم فکر کردم و به او هم گفتم که:

یعنی داریم به آن سمت می‌رویم؟

البته راست می‌گفت. هر روز ایمیلی از دوستی می‌گیری، یعنی از این فیس‌بوک می‌گیری که مثلن:

پادار در صفحه تو چیزی نوشته.

به سراغ سایت می‌روی و لاگین می‌کنی و وارد صفحه اولت می‌شوی و بعد می‌بنی که پادرا در صفحه تو کامنتی برای یکی از دوستان مشترک تو و او گذاشته که هیچ ربطی به تو ندارد.

یعنی روزی خواهد رسید –روزی که خیلی هم دور نیست-  که دیگر هیچ کس یک دوست محرم اسرار در اینترنت ندارد؟

یعنی نمی‌توانی درگوشی با کسی حرف بزند؟

البته حرف من این نبود. حرفم این بود که:

شما چگونه به قضیه نگاه می‌کنید؟ این سایت به این گونه است که شما باید طوری با دیگران صحبت کنید که بدانید تمام گفتگوهای شما با او را کسان دیگر نیز می‌توانند ببینند.

البته ناگفته نماند که یک ضرب المثلی داریم که می‌گوید:

خرابی چون ز حد بیرون شود آباد می‌گردد.

 - یعنی  چه؟ 

-  یعنی  آنقدر از این پیام ها می‌گیریم. که به تدریج یاد می‌گیریم که جوش زیادی نزنیم.

و وقتی همه این کار را می‌کنند باز هم حرفهای درگوشی را کسی نمی‌شنود چرا؟ چون وقت نمی‌کند. مگر کسی فقط به دنبال حرف درگوشی باشد که او هم  حسابش با کرام الکاتبین است. 

یعنی ما به فضایی که اورول تصویر می کند نمی رسیم. 

البته که حرف من این نبود. حرفم این بود که:

شما مرد این کار هستید؟ یا زن این کار هستید؟  این که در جایی باشید که هر آن‌چه از کلیدهای کی‌بوردتان در می آید را همه ببینند؟ بسم الله. 

این هم آدرسش: 

http://www.facebook.com/

راستی حرفم را هنوز ننوشته‌ام و آن این‌که: .............

چهارشنبه 7 اسفند ماه سال 1387 ساعت 01:14

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم / از بخت شکر دارم و از روزگار هم

آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین / خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم

زاهد! برو که طالع اگر طالع من است / جامم به دست باشد و زلف نگار هم

خاطر به دست تفرقه دادن، نه زیرکی است / مجموعه‌ای بخواه و صراحی بیار هم

ما عیب کس به رندی و مستی نمی‌کنیم / لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم

ای دل! بشارتی دهمت، محتسب نماند / وز می جهان پر است و، بت می‌گسار هم

***

ای صاحب فال بدان و آگاه باش که اگر ما بخواهیم هر آن‌چه که در این چند بیت آمده را برای تو تفسیر کنیم باید این‌جا را تعطیل کنیم. یعنی نه این‌که تعطیل کنیم بلکه به جرم اشاعه بی ناموسی و این‌ها تعطیلمان می‌کنند. بنابراین سعی می‌کنیم تا آن‌جایی که مفسده در عالم نکنیم این ابیات را برایت معنی کنیم.

ادامه مطلب ...
جمعه 2 اسفند ماه سال 1387 ساعت 22:34

 K.C.Shah

در هندوستان بود که به او گفتم: "شما هندی ها چگونه این همه جانور را در کنار خودتان تحمل می‌کنید؟ آن ها در کنار شما زندگی می‌کنند و شما عین خیالتان نیست."

گفت"ما از این که محل زندگی ما آن  قدر به طبیعت نزدیک باشد که پرندگان و جانوران احساس کنند که در طبیعت زندگی می کنند  بر خود می بالیم."

" یک سال دو کبوتر وارد خانه ما شدند و روی تلویزیون خانه‌مان آشیانه‌ای ساختند. سه تخم گذاشتند. و تخم ها جوجه شدند و کمی بعد سه جوجه و پدر و مادر از آشیانه پر کشیدند و رفتند. و بعد از آن بود که ما روی تلویزیون را تمیز کردیم."

گفتم: "یعنی شما چندین ماه تحمل کردید که  دو کبوتر با جوجه هایشان روی تلویزیون خانه شما باشند؟"

گفت: "باعث مباهات ما بود که آن پرندگان آرامش خانه ما را چون طبیعت می‌پنداشتند. این بهترین مقامی است که که یک خانواده هندی می‌تواند داشته باشد."

او این اواخر در تهران کار می‌کرد. یک بار خواسته بود که مرا ببینید و من به هزار و یک دلیل که اکنون می‌دانم که هر هزار ویک دلیلش فقط اتساع اسافل بود، امروز و فردا کردم و از این دیدار طفره رفتم. هر چند این طفره رفتن هایم هم همیشه شوم بوده است.

چند روز پیش برای یک مراسم عروسی به هندوستان رفت و در یک تصادف اتومبیل  خودش و پدر همسرش برفتند. همسرش در حال وخیمی است و پسرش در کما، و ..... و نیز آرامش از آن خانه که کبوتران روی تلویزیون  آن آشیانه ساخته بودند تا ابد رخت بر بست.

خودم را تا عمر دارم نمی بخشم.

لعنت به من.

جمعه 2 اسفند ماه سال 1387 ساعت 03:25

نقش موجود در پاسارگاد نشان می دهد که شاپور اول برای سوار شدن به اسبش از "والرین*" به عنوان چهارپایه استفاده کرده و پای بر کمر او می نهد. این رفتار زشت را که همواره در کتاب های درسی تاریخ سال های قبل به عنوان یکی از مفاخر ملی ایران قلمداد می کردند، هرگز با رفتار فرهنگی و انسانی کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی، در مقابل پادشاهان اسیر نمی توان مقایسه کرد. 

(چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی) 

* والرین امپراتور روم

شنبه 26 بهمن ماه سال 1387 ساعت 08:52

والنتین - سپندارمزگان 

هم والنتین هم سپندارمزگان هم ....

امروز روز عشق است. گیرم دو سه روز دیگر-بیست و نهم بهمن- هم روز عشق باشد. اصلن همه روزها روز عشق باشند. خیلی هم خوبست. 

این روزها عده ای از دوستان وقتی برایشان اس ام اسی می فرستی مبنی بر این این که روز عشقت مبارک -یعنی والنتین- پاسخ  می فرستند که: ایرانی. ایرانی باش. ما ایرانی هستیم و باید سپندارمزگان را جشن بگیریم. البته راستش ما که کم هم عمر نکرده ایم دو سه سالی بیشتر نیست که با سپندارمزگان آشنا شده ایم. حالا آن هم خیلی هم خوبست ولی این دلیلی نمی شود که روز عشق دیگری را گرامی نداریم.  حتا اگر عربیش را هم سراغ دارید به ما بفرمایید. البته گمان نکنم نوع عربی داشته باشد.  نمی دانم که می دانید فروختن گل رز سرخ در عربستان در این روزها ممنوع است؟ 

 -باز صد رحمت به حکام خودمان-

بهرحال غرض و مرضم از این دو سه خط این بود که یک چیز را بگویم و آن این است که از تمامی جشن های بازمانده از ایران باستان تا آن جایی که من به یاد دارم یک نوروز مانده است که با مبارزه ای که در این سی سال شد که از بین برود نه تنها ماندگار تر شد که این اطمینان را هم پیدا کردیم که حالا حالا حالا ها هست.  جشن های دیگر چه بخواهیم و چه نخواهم از بین رفته اند. چرایش را به دنبالش نیستیم . ما هم البته به سهم خودمان سعی می کنیم تا یادمان بیاندازند آن ها را گرامی بداریم ولی تا هزاران سال دیگر از این جشن گرفتن های اقلیتی طرفی نمی بندیم. فقط به نظرمان دل خوشکنکی است و بس. 

(داخل پرانتز بگویم که چندی قبل یکی از کسانی که خیلی سنگ سپندارمزگان و مهرگان و ..  را به سینه میزند و حالت منفعلی در مقابل اعیاد اسلامی دارد، در مقابل درخواست رییسش برای حضور در محل کار در عید فطر کلی عصبی شده بود که: 

توقع دارند آدم روز عید هم برود سرکار.! 

گفتم: بله؟؟!! )

به هرحال ما همه اعیاد همه ادیان و ملل را عید می دانیم. همان قدر که والنتین را گرامی می داریم فطر و سپندارمزگان را. اصلن همه جشن ها را جشن می گیریم. باورمان هم بر این است  قرن ها بعد آن جشنی هایی می مانند که مردمی تر باشند. جشن هایی که مردم آن ها را  جاودانه می کنند. گیرم والنتین باشد یا سپندارمزگان یا.... که به باور من در دهکده جهانی آینده والنتین روز عشق است. 

باور نمی کنید؟ چند قرن بعد در همین روز و همین صفحه برایتان می نویسم که: 

روز عشقتان مبارک

یکشنبه 20 بهمن ماه سال 1387 ساعت 23:43

باران آمد  

من خودم را سرباز کوچکی برای ملت و قطره کوچکی از دریای 

موج خیز ملت ایران می دانم. 

فایل صوتی کاندیداتوری آقای خاتمی 

اینجا را هم ببینید.

سه شنبه 15 بهمن ماه سال 1387 ساعت 23:15

شاه عباس دسته‌ای جلاد مخصوص داشت که به آن‌ها "چگین " می‌گفتند و وظیفه‌ی آن‌ها این بود که گنه‌کاران را به فرمان شاه زنده زنده پاره کنند و بخورند. در روضه‌الصوفیه آمده است:

"اینان گنه‌‌کاران واجب القتل را از یک‌دیگر می‌ربودند و اعضای بدنشان را با دندان قطع نموده و بلع می‌فرمودند."

***

چکیده تاریخ ایران از حسن نراقی

یکشنبه 13 بهمن ماه سال 1387 ساعت 23:36

انگولک روزنامه اعتماد امروز۱۳ بهمن‌‌ماه ۸۷. فقط صفحه اول و آخر

سید بر تردیدهایش غلبه می‌کند.

ایشالله.

کروبی: از قوه مجریه به قوه قضاییه پناه برده‌ایم.

و از آن‌جا به قوه مقننه.

احمد جنتی: سالم‌ترین انتخابات روی زمین را برگزار کرده‌ایم.

کی؟ همان وقتی که کروبی خوابش برد؟

عراق یک رای گیری آرام را تجربه کرد.

چون مقتدا صدر آن‌جا نبود.

به احتمال قوی لاریجانی و بایدن در مونیخ گفتگو می‌کنند.

علی! تو هم؟

اگر میرحسین نیاید خاتمی می‌آید.

این یعنی خاتمی می‌آید. چون میرحسین نمی‌آید.

صفار: مشکل به رنگ ارغوان را خود حاتمی کیا می‌داند.

ابراهیم! یک برش ناقابل. به جایی که بر نمی‌خوره که.

بهرام بیضایی: می خواستم فیلم‌سازی یادم نرود.

ما هم می‌دانستیم.

انتقاد شدید روزنامه دولت از میرحسین با نقلی از عسکراولادی

هول نشو. کاندیدای ریاست جمهوری نیست این میرحسین.

انتقاد شدید روزنامه دولت از میرحسین با نقلی از عسکراولادی

وقتی وزیر بازرگانیش بودی آرد توی دهانت بود می‌گفتی؟

کتاب اشعار پشت کامیونی حداد عادل منتشر می‌شود.

چه خوب که آقای حداد این دوره رییس مجلس نشد و فرصت کرد کتاب بنویسد.

کتاب اشعار پشت کامیونی حداد عادل منتشر می‌شود.

رفیق بی کلک، مادر

مشکلات فنی برقی عامل افتادن پرده مراسم افتتاحیه جشنواره فجر بود.

پس، مرگ بر برق.

مدیر مسئول کیهان خواستار ارسال اسلحه برای نهضت های جهان به ویژه فلسطین شد.

اشتباه تایپی روزنامه است. منظورش غذا و دارو خون است.

شنبه 12 بهمن ماه سال 1387 ساعت 00:57

هر وقت یکی از واژه های ابیات پایین را می شنوم، از آن واژه تا آخر این قطعه را با خودم زمزمه می کنم. البته با یک دست کاری کوچک. -ا منظورم هم از واژه  تو و بی و به و ای ... نیست. واژه های بیشتر از دو حرف-

ابیاتی هستند از یک غزل احمد شاملو. از خیلی پیش بر ذهنم حک شده اند. 

*** 

مرا تو بی سببی نیستی 

به راستی صلت کدام قصیده یی ای غزل؟ 

ستاره باران 

جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه تاریخ؟ 

بالا بلند 

بر جلو خان منظرم 

چون گردش اطلسی ابر 

قدم بردار.

پنجشنبه 10 بهمن ماه سال 1387 ساعت 10:54

فندکمان را بعد از روش کردن سیگار خودمان زیر سیگارش گرفتیم. در این فاصله دست لاکردارش به طرف جیبش رفت که فندکش را یا نمی‌دانیم به قول خارجی‌های بی ادب فاکن کبریتش را در بیاورد. در چشم‌هایش پرسشی از این‌که چرا اول سیگار او را روشن نکرده ای. بی درنگی در کنایه‌ای که چونان جام شوکران در یک سیگار نهفته است.

به قول ابن الجانکاه سمرقندی که چندی هم در بلاد ری از توابع تهران می‌زیست و یا بالعکس در بلاد تهران از توابع ری و یا اصلن نمی‌زیست، علت جویا شدند در نگاه. عرض کردیم به کلام:

قربانتان گردیم! ما متعلق به قومی هستیم، یعنی نسبمان به نسبی می‌رسد که در روشن کردن سیگار بین دو نفر، در آغاز، آن ِ خود روشن کند و سپس آن ِ دیگری. چنان که جام شوکران نیز، آری.

فرمودند نسبتان؟ عرض کردیم: "نسبمان شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا هم نرسد*. لذا ما ابتداء سیگارمان را به‌سلامتی شما روشن می‌کنیم و اگر نمردیم سیگار شما را هم روشن می‌کنیم. اگر مردیم هم که مجددن قربانتان برویم پیشمرگ شما شده‌ایم."

و نیز این قوم باور دارند که اگر به قول ادیبان کسی بخاهد سیگار دیگری را قبل از سیگار خود بگیراند باید مطمئن باشد که دستش پس زده نمی‌شود و دیگری پیش‌دستی نکرده و آتش خود را زیر سیگار خاموش وی نمی‌گیرد.

این نهایت آرامش و آن نهایت جان‌نثاری. و یا بالعکس این نهایت جان‌نثاری و آن نهایت آرامش.

......

نفهمیدی پدر جان؟

......

"به زبان ساده، من برایت قربان شدم. بد کردم؟ بد کردم پیش مرگت شدم؟"
......

نفهمیدی آقا جان؟
......

"برو بمیر."

......

*باید بنویسیم این جمله از کیست؟  

---پ.ن.

این متن قبلن اینجا آمده بود.

چهارشنبه 2 بهمن ماه سال 1387 ساعت 21:41

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

شد بر محتسب و کار به دستوری کرد

آمده از پرده به مجلس (عرقش پاک کنید!)

تا بگوید به حریقان که چرا دوری کرد

جای آن است که در عقد وصالش گیرند

دختر ِ  مست ِ چنان، کین همه مستوری کرد

مژدگانی بده ای دل ، که در مطرب عشق

راه مستانه زد و چاره مخموری کرد

بشکفت ار گل ِ طبعم ز نسیمش، نه شگفت!

مرغ ِخوشخوان، طرب از برگ گل ِ سوری کرد

نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود

آن‌چه با خرقه زاهد می انگوری کرد

حافظ! افتادگی از دست مده، زانکه حسود

عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد.

***

ای صاحب فال بدان و آگاه باش که هر کاری می‌کنی بکن ولی بالا غیرتن این یک ماه را صدقه نده والا برتو آن رود که بر باخه رفت.

جمعه 27 دی ماه سال 1387 ساعت 22:41

کانال تلویزیونی بی بی سی فارسی آغاز به کار کرد. 

یکی از مقامات جمهوری اسلامی آغاز به کار این کانال را، بزرگ ترین خطری که تا کنون بر علیه نظام جمهوری اسلامی به کار رفته است، خواند. 

کسی نیست به این مقامات بگوید: "همین بی بی سی بود که در سال هزار و سیصد و پتجاه و هفت یکی از ارکان بزرگ حمله به نظام گذشته بود. 

 وقتی شاه پرویز راجی سفیر ایران در انگلستان خبیث را فرا خواند و به او گفت: "آیا نمی توان بی بی سی را خفه کرد"؟ 

 زمانی که اگر در دارقوزآباد ایران خون از دماغ کسی در جریان انقلاب می ریخت -گیرم در یک دعوای قبیله ای- شب همان روز همین خبر با آب و تاب فراوان در بی بی سی انعکاس می یافت. 

 و راجی گفته بود که: 

پیام ملوکانه را به اطلاع مقامات انگلستان  رساندم و آن ها  گفتند: " بی بی سی یک تشکیلات کاملن مستقل از سیاست بریتانیای کبیر است." !!!!

چهارشنبه 25 دی ماه سال 1387 ساعت 18:37

نقش پای رفتگان - سرزمین خورشید - فیروزه 

نقش پای رفتگان هموار سازد راه را 

 ***

دوستم فیروزه چندی قبل به سفری در دل کویر دست زد. عکس را هم نمی دانم کی گرفته است. چون همان طور که ا زقرائن و شواهد پیداست خیلی از همراهانش دور افتاده. ولی قدر مسلم این است که از این سفر جان سالم به در برده است. چرا که عکس را خودش به من داد.

جمعه 20 دی ماه سال 1387 ساعت 23:59

سگ از ولگردی روزانه دست خالی به خرابه ای که توله هایش را مخفی کرده بود و به شکلی خانه آن ها محسوب می شد باز گشت. یکی از آن ها از گرسنگی در حال مردن بود. سگ کمی او را لیس زد و در حین لیس زدن بود که توله مرد. خواهران و برادران زنده آن تن در حال جان دادن را دریدند و خوردند و کمی بعد در آغوش گرم و در بین پستان های بی شیر مادر به خواب رفتند. 

سگ تا صبح بیدار بود.

سه شنبه 10 دی ماه سال 1387 ساعت 00:45

18 نماینده خواستار پاسخگویی وزیر جهاد کشاورزی شدند.

یعنی دولت رفت سرمرز. برمی‌گردد؟

لایحه بیمه سلامت تقدیم دولت شد.

بیمه سلامت یا بیمه بیماری؟

آمادگی برای تظاهرات در میدان فلسطین.

میدان کوچکتری نبود؟

منصور ارضی: نهضت آزادی‌ها از صهیونیست ها بدتراند.

نه بابا؟ پس به بهانه نوار غزه‌ای‌ها خمپاره بارانشان کنید.

نیویورک تایمز: غرب به سرنوشت روس‌ها در افغانستان دچار می‌شود.

ملا محمد عمر آماده بازگشت باش. اسامه را هم با خودت بیار.

اپوزیسیون مالزی: قصد نداریم حدود اسلامی را جاری کنیم.

باز هم شتر سواری دولا دولا.

استالین سومین شخصیت محبوب روسیه.

این روسا خودشان انگولک‌اند.

باهنر: با نفت چهل دلاری گرفتار می‌شویم.

رییس که می‌گه با پنج دلار هم مشکل نداریم که. چه جوریه؟

اجرای طرح تحول نیازمند سه تا پنج سال زمان است.

سی تا پنجاه را هم قبول داریم. اما بینی و بین الله سیصد تا پانصد دیگر نشود که حوصله ما خدای نخواسته ممکن است سر برود.

مذاکرات احمدی‌نژاد و سران کشورهای اسلامی در باره غزه

اسراییل نابود شد رفت پی کارش.

اغلب انگیسی‌ها به زودی دو موبایل خواهند داشت.

ما هم بزودی سه موبایل خواهیم داشت تا از این اینگیلیسیای خبیث عقب نمونیم.

فیل‌ها در کنیا اس ام اس می‌زنند.

کلمه خرطوم هم توسط مخابرات کنیا  فیلترشد.

حفر تونل مترو زیر محور چهار باغ عباسی به طور علنی اعلام شد.

بابا حمل مسافرای این تکه را می‌دادید به درشکه‌های میدان.

چهارمین باخت تیم ملی فوتبال تحت هدایت علی دایی در عمان از تیم گالیسیا.

نگران نشوید. گالیسیا همان برزیل سابق است.

مرد کلاه‌بردار با فریب دختران جوان ۳۰۰ میلیون تومان کلاه‌برداری کرد.

همه‌اش؟

مرد شیک پوش سه میلیارد تومان کلاهبرداری کرد.

این شد یه چیزی. باز هم بگویید شیک پوشی بد است. باید کثیف و شلخته گشت تا مردمی جلوه کرد.

امیرقادری: کدام را می‌پسندید؟ دوایی بودن یا جوکر شدن؟

جوکر که شده‌ایم. کارمان هم از کار گذشته است.

>>  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  <<