یک سایت دوستی که مدت ها در ایران فیلتر بود اخیرن فیلترش در تعدادی از سرویس دهندههای اینترنتی برداشته شده. به نظر میرسد به علت نزدیکی به انتخابات باشد. و بعد از انتخابات باز همان آش و همان کاسه است. صحبت سی سال گذشته است. ما که خودمان ختم تمام تاریخ این سی ساله هستیم. در این گونه مواقع هم تا دلمان میخواهد هر غلطی میکنیم. کاشکی سالی دو سه تا اتنخابات بود تا ما همیشه هر غلطی دلمان میخواست میکردیم. بگذریم که حرف من این نبود. حرفم این بود که:
بهترین این سایت ها اورکات مرحوم بود. این اورکات در میان خیل وبگرد و وبنوردها طرفدار زیادی داشت. بشکند دستی که آن را فیلتر کرد. در انتخابات ریاست جمهوری قبلی طرفداران ریاست جمهوری دکتر معین بنا کردند به این که همگی عکس خودشان را با عکس وی عوض کنند. که درست در روزی که قرار بود این کار بشود این اورکات دچار فیلترینگ شد و تا به امروز فیلتر است. کسی نبود که بگوید: بابا طرفداران دکتر محمود هم عکسشان را با عکس وی عوض کنند. مگر ما بخیلیم؟
البته بگذریم که حرف من این نبود. حرف من این بود که:
یکی از دوستان من در این سایت یعنی پادرا یک کامنتی یا یادداشتی برای من در صفحه گذاشت و گفت:
هون میدونی توی این سایت هیچ کس نمیتونه درگوشی با کسی حرف بزنه؟ هر پیامی برای کسی میگزاری همه میبینند؟ آدم یاد ۱۹۸۴ جورج اورول میافته.
با خودم فکر کردم و به او هم گفتم که:
یعنی داریم به آن سمت میرویم؟
البته راست میگفت. هر روز ایمیلی از دوستی میگیری، یعنی از این فیسبوک میگیری که مثلن:
پادار در صفحه تو چیزی نوشته.
به سراغ سایت میروی و لاگین میکنی و وارد صفحه اولت میشوی و بعد میبنی که پادرا در صفحه تو کامنتی برای یکی از دوستان مشترک تو و او گذاشته که هیچ ربطی به تو ندارد.
یعنی روزی خواهد رسید –روزی که خیلی هم دور نیست- که دیگر هیچ کس یک دوست محرم اسرار در اینترنت ندارد؟
یعنی نمیتوانی درگوشی با کسی حرف بزند؟
البته حرف من این نبود. حرفم این بود که:
شما چگونه به قضیه نگاه میکنید؟ این سایت به این گونه است که شما باید طوری با دیگران صحبت کنید که بدانید تمام گفتگوهای شما با او را کسان دیگر نیز میتوانند ببینند.
البته ناگفته نماند که یک ضرب المثلی داریم که میگوید:
خرابی چون ز حد بیرون شود آباد میگردد.
- یعنی چه؟
- یعنی آنقدر از این پیام ها میگیریم. که به تدریج یاد میگیریم که جوش زیادی نزنیم.
و وقتی همه این کار را میکنند باز هم حرفهای درگوشی را کسی نمیشنود چرا؟ چون وقت نمیکند. مگر کسی فقط به دنبال حرف درگوشی باشد که او هم حسابش با کرام الکاتبین است.
یعنی ما به فضایی که اورول تصویر می کند نمی رسیم.
البته که حرف من این نبود. حرفم این بود که:
شما مرد این کار هستید؟ یا زن این کار هستید؟ این که در جایی باشید که هر آنچه از کلیدهای کیبوردتان در می آید را همه ببینند؟ بسم الله.
این هم آدرسش:
راستی حرفم را هنوز ننوشتهام و آن اینکه: .............





