X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1394

ستاره


ای ستاره ی تنها!

در کدامین لحظه ی این شب،

شب تاریک،

با ماه آشتی خواهی کرد؟

و ....

سوار بر جاودانگی افق،

بر این تازیانه ی خونین،

نظر خواهی دوخت؟

ای ستاره ی تنها!

پیش از طلوع خورشید،

از این دشت برو،

و پیام این جا را به کهکشان ها برسان،

و آنان را بگو،

شهاب هاشان ببارنند،

بر این ویران، سترون، دشت ِ وهم انگیز،

و ویران تر ز ویران،

هدیتی آرند.

شاید،

تولد دوباره ی دنیا،

اسطوره ی

آدم و حوا را

نداشته باشد.

........


محسن مهدی بهشت

تهران. 1351 خورشیدی

نظرات (5)
sophia
یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 14:19
من که قبلا نظرمو راجع به این شعر و موضوعش و واقعه اش و رابطه ش گفتم
پاسخ:
امتیاز: 0 0
فلورا
پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 05:09
بسیار زیباست آقای مهدی بهشت عزیز
اما این سروده ی روزگاران جوانیست
اما هر چه از جوانی بیشتر فاصله میگیریم ، بیشتر متوجه می شیم که این "ننگین خراب آباد" را تولدی دیگر نیست!
اگر در شما این امید هنوز زنده ست، بهتون تبریک میگم عزیز بزرگوار!
پاسخ:
ممنون.
چرا هست. گردش کائنات گویای این امر است. گیرم عمر من و نسلها بعد هم کفاف ندهد. ولی هست و می شود.
امتیاز: 0 0
زری مشفق
چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 18:19
بسیار زیبا قسمت آخرشو خیلی دوست داشتم

در تولد دوباره ی دنیا
چه کسی می تواند آدم باشد و حوا
و آدم و حوا نباشد ؟
پاسخ:
کلن و در مجموع آدم و حوا نباشند. ینی جهانی بی نسل بشر درست بشه.
امتیاز: 0 0
sarah
چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 11:58
شعرتون خیلی قشنگ بود...
پاسخ:
ممنون.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 09:38
بی نظیر بود

دوست ارجمندم عالی بود

----

و آنان را بگو،

شهاب هاشان ببارانند،

بر این ویران، سترون، دشت ِ وهم انگیز،

و ویران تر ز ویران،

هدیتی آرند.

شاید،

تولد دوباره ی دنیا،

اسطوره ی

آدم و حوا را

نداشته باشد. ..

-----


کاش می خواندیدش د صداهایی که...
پاسخ:
ممنون. چشم. می خونمش.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد