سه‌شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1393

اندر باب تنوع فرهنگی در کشورم ایران*


سیزدهم مردادماه نود و سه خورشیدی

روبروی دانشگاه جنب بیسچاراسفند



آقا میشه پنش تومن به من بدین برم خونمون. خونمون خییییلی دوره. پولم با خودم نیاوردم.

خانم قیافه ی بسیار شیکی داشت. به این فکر می کردم که خب تا این جا رو چطوری اومده. که با جمله ی دیگری از خودم بیرونم کرد.

آقا بخدا من گدا نیستم.

کیفم را در آوردم و سه تا دو تومنی بهش دادم.

- شیش تومن نه هش تومن.

ینی من اشتباه شنیده بودم یا او مبلغ رو زیاد کرد؟ بهرحال گفتم:

- باقیشو خودم می خوام که تا خونه برم.

- خیلی ممنون. لطف کردین.

......

*

میدان دید دوربین درپیتی ِگوشی درپیتی تر من، بیش از این نیست.

هیتلر، گوگوش، ابی، نامجو، ابی، بهروز، مصدق، شاملو، داریوش، انیشتین و ......... گوشه ای از شریعتی.


..............

خودم از دیدن این همه تنوع فرهنگی در کشورم بر خود می بالم. شما را نمی دانم.

نظرات (15)
مهربانو
پنج‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 22:36
سلام دوست ارجمندم
دقیقا همین طوره که شما می گید
یادمه منو به خاطر اینکه زیر مانتوی فوقالعاده بلند و گشاد و اپل داری که پوشیده بودم یه کتونی سرمه ای و ابی پام بود به دانشگاه راه ندادن اون همه راه رو برگشتم کفشامو عوص کردم ...یه کلاسم از دست دادم ..الان جوون ها...نمی دونن که چقدر خوبه اوصاعشون تسبت به دوره ما..
ما دهه چهلی ها.......خعلی گناه داشتیم به خدا...
پاسخ:
هرچه هم می گویی اوضاع و احوال روز به روز بهتر خواهد شد، گویی مشت بر سندان می کوبی.
آن روزها کسی چون اکبر گنجی، که این روزها خود بر طبل آزادی می کوبد، در خیابان ولیعصر پونز بر آستین های کوتاه می کوبید.
امتیاز: 0 0
آزاده
دوشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 15:20
در عالم وبلاگ نویسی هم از این تیپ گدایی کردن ها وجود دارد تا بحال یک مرتبه یک خانم در وبلاگ من تقاضای پول کرد خنده داره ولی این اوضاع مملکت ماست یا در وبلاگ فروشندگی راه می اندازند ...

ممنون چند تا از پست های اخیر شما را خواندم ...
پاسخ:
ممنون که چند تا از نوشته ها را خواندید.
چه فکر بکری. پس در وبلاگ هم می توان از کسی در خواست پول کرد. باید بهش فکر کنم.
امتیاز: 0 0
پاپیون
دوشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:21
سیزده اَمرداد بهترین روز دنیاست
چون این روز زادروز منه
برید خدارو شکر کنید که خدا منو به جای یه آدم مثه هیتلر در این روز خلق کرد که از بودنم خلق در آسایش است و فرهنگ، پرچمش بالاست
پاسخ:
باید بروی و صدقه بدهی که در دوازدهم متولد نشدی که تولد خودم است. اگر نه شیطان می شدی.
امتیاز: 0 0
مهربانو
یکشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 20:00
بهدجز مساله تنوع فرهنگی این ماجرا یه جنبه دیگه هم داره دوره دانشحویی وقتی می رفتیم انقلاب کتاب بخریم ..یواشکی در گوشت می گقتن نوار جدید.... نوار جدید
وسیله ای هم برای کنترلش نبود بعد که می رفتیم خونه میدیدیم قدیمیه یا فقط یه اهنگش جدیده...
الان راحت بساط می کنن....و قس علی هذا(درست نوشتم؟)
پاسخ:
الان سی دی رو بلند بلند پخش می کنند. داد هم می زنند. یا نه هر کی ردد میشه میگه یکی از این بده به من.
ورق هم همین طور بود. الان اصن دستش گرفته و می فروشه.
این تغییرات همه به نظر من خیییلی خوبه.
امتیاز: 0 0
رضا
شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:39
نمیشد بزنم که بزرگتر مورد احترام و از والدینمان بود :))

البته خودمم این روزا خیلی شکاکم کلا
پاسخ:
امتیاز: 0 0
رضا
جمعه 24 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 15:39
خدا رو شکر خیلی وقته به پستم نخوردن اینجور آدما.

یادمه یه بابایی یه بیست دقه برام فک زد از پسرش و خارج و فلان و اینا بعدم به پول رسید منم نداشتم پول...
آخرین باری هم که پول دادم خیلی وقت پیش بود یه پیرمردی بود که ظاهرا از سر فلکه تا کبابی هی به همه گفته بود آخر سر یه هزاری (کرایه ها مثلا فوقش صد تومن بود)بش داده بودم بره خو‌نه خم شد دستمو ماچ کنه، اشکم در اومد.

البته تازگیا پول نمیدم نمیدونم چرا شاید چون بابت اون هزاری خیلی سرکوفت خوردم ;-)
پاسخ:
کی بهت سرکوفت زد؟ می زدی توی سر خودش. ولی خودمونیم خیییییلی بهش حال دادی. من تا حالا این قدر حال ندادم.
امتیاز: 0 0
حمید
چهارشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:31
بیایید به میدان دید هم احترام بگذاریم !

..
من هم همون کتاب را از بنی خوندم. ولی 3 -4 تا اثر دیگه ازش ترجمه شده. این کارش که از نظر من واجب الخوانشه. ترجمه هم عالی نیست واقعا اما آزار دهنده هم نیست. :)
پاسخ:
ممنون. موقع خریدن نگاه می کنم. با باور و پیشنهاد تو می خونمش. دلم می خواد کمی بترسم. هرچند این روزها بیشتر به خنده نیازمندترم تا ترس.
امتیاز: 0 0
سارا خانوم
چهارشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 02:03
اره رفیق......گاهی اوقات یه جاهایی باید یه کارایی کرد......دلیلشو ادم نمیدونه....فقط حس درونت میگه یالا....
پاسخ:
میشه اسمشو گذاشت انرژی مثبت. انرژی مثبتم که مثبته. ها؟
یه چیز با مزه بگم. یه روزی یه معتادی دستشو به سمت کسی دراز کرد و اونم پولی بهش داد و بعدشم بهش گفت: بیا برو باها تییهه (لهجه آذری تریاک) بکش.
اونم گفت: دستت درد نکنه.
امتیاز: 0 0
حمید
چهارشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:28
حالا در این بین دوربین گوشی تان چه گناهی داشت که سر کوفتش می زنید ..!
پاسخ:
میدان دیدش از این بیشتر نیست. تازه همینم از بین چار، پنش تا دیگه انتخاب شده.

ولی راستم میگی گاهی بنده خدا خیلی به دادم رسیده.
امتیاز: 0 0
سارا خانوم
دوشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:52
سلام رفیق
گدا..........ادم نمیدونه کمک کنه یا نکنه
اگر بچه ببینم بی فکر و انی کمک میکنم
چندی پیش تو سبزه میدون اصفهون رفته بودم خرید.......یه نفر جلومو گرفت و صاف تو چشمام نگاه کرد.........حس خوشایندی نبود........رد شدم بی انکه کمکی کنم.......100 متر جلوتر حس کردم نگاش روحمو داره میخوره.......برگشتم.......تو اون شلوغی ایستادم تا پیداش کنم...........یه حسی میگفت باید کمکش میکردی........
تازه هیچی هم نگفته بود فقط نگاه........
یک لحظه برگشتم..دیدمش.....دست کردم تو کیفم پول دراوردم.....یه چیزی گفت.....نفهمیدم شاید تشکر.....شایدم نفرین.....نفهمیدم چی گفت......ولی به همون سرعتی که اومد رفت.....انگار از اول نبود.....فقط یه حس درونی که میگفت باید کمکش کنی....
پاسخ:
یکی می گفت: یک روزی یکی از اینارو وسط یه مسافرت که وایساده بودیم دیدیم. داشتیم صبونه می خوردیم. اومد وایساد تماشامون کرد. مام تماشاش کردیم. همین.
نیمساعت بعد توی جاده سه نفرمون زخمی شده بودیم. راننده مقابل رو کشته بودیم. ماشینمون درب و داغون بود و یکی دیگه مون بعد از سه روز توی کمابودن مرد.
اون که می گفت به نظرم یا فرشته ی مرگ بود یا نفرینتش این بلا رو سرمون آورد.
بهش گفتم خب راننده مقابل چه تخصیری داشت. که دیگه از فکر ناله و نفرین و فرشته ی مرگ اومد بیرون.

شانس آوردی رفیق که پیداش کردی. میدونی با یه پول کوچولو که باهاش هیچ کاری نمی تونی بکنی حسی خوبی واسه خودت می خری. با این پولا یک کوکاکولا هم نمیشه خرید.
امتیاز: 0 0
میتینگ انلاین
یکشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 02:21
از این گدا نیستم های شیک بسیار دیده ام که 99 درصد هم خانم هستند. بماند به کسی که گاهی می آید و می گوید منزل برادرم آمدم و نیستند اگر ممکن است کمی نان بدهید تا بیاید و ما از غذای منزل در ظرف یکبار مصرف برایش می بریم.
پاسخ:
از این که دستی که به سوی شما دراز می شود را رد نمی کنید، کار خوبی می کنید.
امتیاز: 0 0
نیلوفرانه
جمعه 17 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 20:42
http://bestmuzon.net/music/G/Gary_Moore_-_The_Prophet_5105.mp3

دوسش داشتم گفتم شاید به دردتون بخوره
پاسخ:
ممنون. باید چیزی پیدا کنم که روش بخونم.
امتیاز: 0 0
فروزان
پنج‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 16:22
خیلی وقتا که اینجور آدما به پستم میخورن
به خودم میگم نکنهمنم یه روز مجبور شم تو خیابون گدایی کنم
آره میگم من گدا نیستم
ولی این عمل گداییه
متاسفانه تعدادگداها اینقدر زیاد شده
که اگه دستت به طرف جیبت بره
چند نفر آنی میپرن جلوت که
به خدا من مریضم
دکترا جوابم کردن
به من عاجز درمونده و بیپول کمک کنید
همیشه آینده ایرون و مردم منو نگران میکنه
در این بین برای بچه هام خیلی نگرانم
و واقعا وحشت میکنم
پاسخ:
ای کاش هر کسی هنری داشت و در خیابان می توانست عرضه کرده و کسب درآمد کند. ولی نیست.
خود من هم به همین دلیل به آن ها کمک می کنم. که شاید خودم روزی جای آن ها را بگیرم. ولی خب بیشتر شوخی است.چرا که من امیدوارم. تنها کاری که می توانم بکنم. امید داشتن به روزهای خوبتر است.
البته شیوه ی مصرف ما هم مطابق درآمدمان نیست. مثلن همین خانم. من میتواتستم به او بگویم خب با اتوبوس برو منزل. یا نه. یک تاکسی دربست بگیر و بگو کرایه در مقصد. ولی خب.......
امتیاز: 0 0
نیلوفرانه
پنج‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 00:06
ماشالله از همه نظر تنوع فرهنگی داریم اما تو همه ی زمینه ها این تنوع باعث افتخار نیست (متاسفانه )
در هر صورت من عاشق ایران و مردمش هستم با تمام خوبی ها و بدیهاشون
پاسخ:
به نظر من همین تنوعش خوبه. و این که به تدریج فضا رو بازتر می بینم. به قول مادرم گاماس گاماس.
امتیاز: 0 0
نیلوفرانه
پنج‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 00:02
مگه میشه شما یه چیزی رو بخونید و خوب نشه ؟

پاسخ:
ممنون.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد