X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392

تو چه دوری از من ....



من و کاسپین و امواج و مرغان دریایی و .............. شمس لنگرودی.


دهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و دوی خورشیدی


 آن روز، دهم بهمن را می گویم، در این ساحل، شعری از شمس لنگرودی را در ذهنم زمزمه می کردم که پارسال خوانده بودم. صدای امواجی هم که روی شعر گذاشته‌ام، زنده برایم پخش می شد.

گاه چشمانم را می بستم. گاه که  نه، تقریبن چشمانم را بسته بودم که شعر را بشنوم. هم راه صدای امواج. و فقط چشمانم وقتی گشوده بود که شاتر دوربین را می خواستم فشار بدهم. چند عکسی هم با چشمان بسته گرفتم. از جمله این یکی را. کمی سر و سامان به آن دادم.


حوصله کردید، با کلیک روی چند خط بعدی، به  "تو چه دوری از من ......"  از شمس گوش بدهید که خوانده‌ام. پارسال. یک سال برای اجرای زنده ی این کار، بی‌تاب بودم.:


تو چه دوری از من خزر

و چه نزدیکی با من

که دلم را

خیس می کنی

.................

نظرات (13)
میتینگ انلاین
شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 00:34
این صدا فوق العاده است.
مرا به یاد نوجوانی و هزار بار گوش جان سپردن به دکلمه های شهریار قنبری انداخت.
مرا بردید به سالهای دور زندگی ام.
به قدغن!
به مینا!
به موهایش که از تخت آویزان است و تاب می خورد!
به انشای ظهر ...!
من فقط چند خط اول شعر را شنیدم و باقی دریا بود و صدا!
سپاس
پاسخ:
چه خوب که دوستش داشتید. تازه دارم می فهمم که چرا می گفت، فروغ همیشه فرخزاد را می گویم، تنها صداست که می ماند.
امتیاز: 0 0
پاپیون
دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 15:25
گر ز دریا قطره ای هم کم شود
مرغ دریا سینه اش پر غم شود

دریای زمستانه را دوست دارم
پاسخ:
هیبتش بیشتر است. ولی سرد است. من سردم می شود.
امتیاز: 0 0
اقای صورتی
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:45
ناموووسا راست می گویید محسن خان؟!نمی دانستیم!
والاع ما ک فعلا لذت می بریم اما نمی دانیم چرا وقتی از خواب بیدار می شویم فحش خواهر مادر می دهیم ب باعث و بانی ان شخصی ک سبب شد ما بخاطر ان از خواب بیدار شویم!
پاسخ:
من تکلیفم با خودم روشن نیست. تازگی ها که سن و سال باعث شده که خیلی کم بخوابم. و تقریبن با صدای زنگ که نه که بی خوابی بیدارم می کند. ولی اگر زورکی بخواهم بیدار شوم من هم کس و کار آن کس را که موجب بیدار شدنم شده را مورد عنایت خودم قرار می دهم.
امتیاز: 0 0
خانم سر به هوا
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:53
چقدر قشنگ دکلمه کردید...
عالیه،و صداتون خیلی زیباست
پاسخ:
ممنون.
بعضی ها را خودم هم دوست دارم. از جمله این را و نیز دو سه یادداشت قبل تر در همین وبلاگ (همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو) را.
امتیاز: 0 0
اقای صورتی
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 18:49
اقا شدیدا با کامنت شوما در خرابه مان موافقیم اما از انجایی ک دستمان دیگر ب تایپ نمیرود با حجم انبوه کامنت ها دیگر تای
نکردیم
راستی این کلیپ"چنزدیکی خزر"رو خیلی باهاش حال کردم.صدای شوما واقعا عالیست
این کلیپ را دانلود کردیم و گذاشتیم ب روی زنگ صبحگاهی موبایل ک از خواب بیدار شویم و خرابه را ب مقصد محل کار ترک کنیم!
پاسخ:
ممنون. ولی معمولن آدمی کلیپی را که با آن از خواب بیدار می شود را دوست ندارد. ینی دوست دارد ولی یواش یواش از آن متنفر می شود.
امتیاز: 0 0
بشار
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:43
دوستت دارم ...
پاسخ:
ممنون.
البته اگر با من هستید. و نه با شمس لنگرودی و دریا و .......
امتیاز: 0 0
پاپیون
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 01:10
سلام محسن آقا
پاسخ:
سلام آقای پاپیون.
امتیاز: 0 0
اقای صورتی
جمعه 18 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:43
دروود برادر محسن
وااالاع با دیدن این عکس مجدد حسرت خوردیم ک چرا چندساله ک شومال نرفتیم!
اصولا شومال برای ما شده یک امام زاده!!
پاسخ:
دلت رو پاک کن. رو به شمال بایست و نیت کن که اگر .......... -هرچی- یه سر بری زیارت.
امتیاز: 0 0
فرناز
جمعه 18 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 13:50
صدای خوب شما روی شعر حتما خوب شمس در حال دانلود شدن است . ..
اما نکته ای که بشدت فکر منو مشغول کرده اینه که عکاسهای مثلا حرفه ای با چشمان باز از کاسپین عکس میگیرن با خط افق کج !! و شما با چشم بسته و این خط افق ؟ آفرین . آفرین . آورین نه ها !

شعر را هم شنیدم . بسیار زیبا اجرا شده بود با آن صدای خوب دریایی در پس زمینه برای دقایقی توانستم به یک ساحل پاک و یک دریای تماشایی فکر کنم .. خیال زیبایی بود .
پاسخ:
ممنون. چه خوب که شما دوباره در میان ظاهر شدی. و چه خوبتر که دوستش داشتی.
نوشتم کمی سر و سامان بهش دادم. دوربین روی حالت ورزش بود. چیلیک چیلیک عکس می انداختم. این هم کج بود. که افقی اش کردم. البته حدودهزارتایی هم پاک کردم.
امتیاز: 0 0
بشار
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:22
سلام ...
پاسخ:
دورود.
امتیاز: 0 0
حمید
چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 17:57
شنیدن شعری از شمس با صدای دلنشینتان خیلی بهم چسبید !
.
ممنون
پاسخ:
ممنون. چه خوب که خوشت آمد.
امتیاز: 0 0
حمید
چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 17:49
بالاخره شمس هست و دریا و ماهی ...
امتیاز: 0 0
باکارا
چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 16:53
صدای گرمی دارید ، تا به حال این شعر را نشنیده بودم و این قسمتش رو خیلی دوست داشتم.
تو چه نزدیکی با من /
ببین چگونه از قلبم سر می روی
و از چشمم فرو می ریزی...
پاسخ:
سپاسگزارم.
این شعر سومین شعر شمس لنگرودی بود که خواندم. اولی اش باصدای خودش هم هست:
"نه نمی توانم فراموشت کنم: از کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه
که خیلی دوستش دارم. ولی خودش آنچنان شنیدنی خوانده که به خودم اجازه گذاشتن روی وبلاگ "صداهایی که می شنویم" را ندادم. شاید البته روزی این کار را کردم.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد