X
تبلیغات
بازی تراوین
همان اوقاتی که تب داریم و به مهتاب بد می گوییم. همه مان.

فصل زمستان را شرح دهید

چهارشنبه 19 دی‌ماه سال 1386

ترانه در برف و آفتاب

موضوع انشایی که آموزگار محترم ما گفته‌اند که بنویسیم بسیار موضوع پند آمیزی است. و ما می‌توانیم از آن پند بگیریم. و به مملکت خود خدمت کنیم و آدم مفیدی برای او باشیم.  فصل زمستان را ما چون خودمان سرمایی هستیم، راستش زیاد که نه کم هم دوست نمی داریم در صورتی که می گویند اگر فصل زمستان نبود بهار هم نبود حالا چرا ما نمی‌دانیم و امیدواریم که آموزگار محترم ما یک بار دیگر برای ما شرح دهند. آن یکی دو باری که شرح میدادند ما حواسمان پرت بود و خوب یاد نگرفتیم. راستش این حسام ما را با بازی‌گوشی سرگرم کرده بود که ما به درس گوش ندهیم و نمره بد بگیریم که خودش شاگرد اول بشود. تازه می گویند اگر فصل زمستان نبود تابستان و پاییز هم نبود.  این دیگر خیلی سخت است که ما توضیح بدهیم. این موضوع را آموزگار ما هم برایمان شرح نداده است چون فرمودند درس سال آینده است و امیدواریم در سال آینده که به کلاس بالاتر می‌رویم آن را شرح بدهند. یادمان باشد که سال آینده که خدا را شکر می‌کنیم که به کلاس بالاتر رفته‌ایم پهلوی حسام ننشینیم و به ناظم محترمان بگوییم جای ما را عوض کند. در ضمن تا دلتان بخواهد می‌توانیم فواید تابستان را بنویسیم. و همین طور پاییز را. به طور مثال عکسی را که در زیر عکس زمستان نشان داده‌ایم و عکس خواهرمان است در روزهای آخر پاییز گرفتیم. ببینید چقدر عکس روشن است و با طراوت و پاییزی. بر عکس، عکس بالا که چقدر تیره است. چون هم شب است و هم زمستان سرد و برفی و خشکسالی و یخبندان زمستانی.

.در ضمن یکی از معایب زمستان که خودمان با چشم خودمان دیدیم اینست که دسته چترها در زمستان می‌شکند. همین چتری را که در عکس بالا ملاحظه می‌کنید و دست خواهرمان است دیشب دسته‌اش شکست زیرا ما با این چتر به درخت‌هایی که با لگد نمی‌توانستیم ضربه بزنیم و برفش را بریزیم ضربه زدیم و دسته چترمان شکست در صورتی که در تابستان دسته چترمان نمی‌شکند.

یکی دیگر از فواید فصل زمستان باریدن برف است از آسمان لایتناهی. لایتناهی یعنی لاجوردی و آبی آسمانی. که رنگ قشنگی نیست چون ما پرسپولیسی هستیم و قرمزیم و از هرچی رنگ آبیه بدمان می‌آید. در ضمن بگوییم هرکسی به رنگ قرمز توهین کند و از آبی تحریف کند کامنتش را پاک می‌کنیم. بی خودی به خودتان زحمت ندهید که در این بارش برف زیبای زمستانی که آموزگار محترم ما فرموده‌اند کامنت‌های آبی بگذارید.

آخرین فایده زمستان اینست که میتوانیم مانند عکسی که می‌بینید و ما از آلبوم کنده‌ایم و اینجا چسبانده‌ایم به پارک برویم و قدم بزنیم و برف بازی کنیم. چرا که به میمنت برف، مدارس تحطیل می‌شود. ولی ما دوست نداریم مدرسه تحطیل شود زیرا از درس عقب می‌افتیم و فرد مفیدی برای میهن خود نمی‌شویم. ولی بچه‌ها مواظب باشید که پایتان لیز نخورد و خدای نخواسته بشکند وقتی زمین می‌خورید. اگر پایتان بشکند از امتحانات عقب می‌افتید و مجبور می‌شوید که سال آینده هم در همین کلاس باشید و وقتی ما به کلاس بالاتر رفتیم و داریم فواید پاییز را می‌نویسیم شما دوباره باید فواید زمستان را بنویسید.

یکی دیگر از فواید زمستان را که یادمان افتاد که بنویسیم ولی حسام ما را اذیت کرد و یادمان رفت این بود که وقتی داشتیم زنگ قبل این انشاء محترم را می‌نوشتیم حسام باز ما را اذیت کرد که چرا عکس دخترت را نوشتی این عکس خواهرت است. ما برای اینکه آموزش و پرورش محترم ما را از کلاس روزانه به کلاس شبانه و اکابر منتقل نکند این را نوشتیم و امیدواریم آموزگار محترم ما و دانش آموزان ترقی که فردای کشور را می‌سازند و مانند پل هستند برای ترقی آینده و پیشرفت چقلی ما را نکنند که ما را به کلاس اکابر بفرستند.

و اما آخرین فایده زمستان این است که قدر نعمات تابستان را می‌دانیم. مثلن در تابستان به کنار دریا می‌رویم ولی در فصل زمستان جاده چالوس بسته است و دریا هم یخ زده و نمی‌توان ماهی‌گیری کرد.یادمان افتاد که چی می‌خواستیم بنویسیم. درمورد یکی دیگر از فواید زمستان محترم است که گاز کم می شود و قط می شود که باید کم مصرف کنیم که  به مردم دیگر گاز برسد. ولی ما نمی‌دانیم اگر گازمان قط شود چه بکنیم. زیرا علاءالدین نداریم و اگر هم داشتیم نفت نداریم. امروز هم روزنامه‌هایی که تعطیل بودند ننوشتند و از تلویزیون دیدیم که عده‌ای از هم‌میهنان عزیزمان همین که دیدند فشار گاز کم شده با تخصص همیشگی‌شان که نزد ایرانیان است و بس کنتور گازشان را دست کاری کردند و پیچ‌هایش را شل کردند که خودشان فشار گازشان را زیاد کنند و گاز هم منفجر شد و آتش سوزی شد و عده‌ای از آنها کشته شدند و حتا ما که دانش آموز دبستان هستیم فهمیدیم که کار بسیار احمقانه‌ای کرده‌اند مثل خیلی دیگر از کارهایشان. چشمشان کور. در ضمن  اگر گاز نباشد احتمالن برف، ببخشید برق هم نداریم. توی آپارتمان هم که کنده درخت نمی‌توانیم بسوزانیم هر چند کنده درخت هم نداریم. البته اگر مجبور باشیم باید میز و صندلی هامان را بسوزانیم. ضمنن دیشب که گازمان قط شده بود ولی هنوز برقمان قط نشده بود یک لامپ زیر میز ناهار خوری‌مان روشن کردیم و رویش را لحاف انداختیم و مثل کرسی رفتیم  زیرش و از گرمای روح‌بخش و تابستانی کرسی استفاده کردیم تا از سرما نمیریم و بتوانیم در آینده  به میهن و آب و خاک خود خدمت کنیم. به قول شاعر شیرین سخن:

برو کار می‌کن مگو چیست کار / که سرمایه جاودانی است کار

این بود موضوع انشاء این هفته که امیدواریم آموزگار محترم ما از آن خوششان آمده باشد.