دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386

خلال دندان محمد شاه گورکانی

 خلال دندان محمد شاه گورکانی در سرمیز شام نادرشاه با وی بعد از فتح هندوستان اولین بار بعد از  محمد شاه مذکور در کف با کفایت نادر دیده شد و لاغیر.

بچه که بودیم و دبستان می‌رفتیم در تاریخ اندر صفات نادر خانده بودیم: بعد از فتح هندوستان توسط نادرشاه و صلح بعد از جنگ، محمد شاه گورکانی دو قطعه الماس کوه نور و دریای نور را که نه تنها آن وقت بلکه حالا هم قیمتی برآن‌ها متصور نیست را درون کلاهی ساده جاسازی کرده کلاه را بر سر نهاده بود. آنگاه تاج شاهی که جواهرات زیادی هم بر آن بود تقدیم نادرشاه کرد. نادر هم با بزرگواری تاج پیش کشی را نپذیرفت و محمد شاه را گفت که همان کلاهی که بر سر توست ما را بس. این بگفت و کلاه ساده محمد شاه را برداشت و تاج شاهی را برسر وی نشاند.  با گفتن اینکه شاهی بر ایران ما را بس و ما پادشاهی هندوستان نخاهیم که بس گل و گشاد است.

بچه که بودیم خیلی مشعوف شدیم از این همه کرامت و بزرگواری و جوان‌مردی و .... هرآنچه صفت نیک که می‌شناسید.

خودمانیم کجای این حرکت جوان‌مردانه بوده؟ بعدها که بزرگتر شدیم و برگ‌های دیگری از تواریخ دیگری را ورق زدیم دیدیم که خیر قضیه به همین سادگی‌ها هم نبوده  و جواسیس به نادر خبر رسانده‌اند که در کلاه چه خبر است. و الا دلیلی نداشته که این بزرگوار همین که تاج شاهی بر سر کورگانی میگذارد خودش تاج ساده غیر شاهی را که اصلن در شان ایشان نبوده برداشته و برسر گذارد. گیرم به رسم یادگاری. –واصلن یادگاری گرفتن از شاهی شکست خورده محلی از اعراب دارد؟-و اما بحث ما بر سر این کلاه برداری وکلاه گذاری نیست بلکه بر سر یک خلال دندان است. جانم برایتان بگوید که در افواه شایع است که در همان موقع جواسیس خبر دیگری را هم به نادرشاه دادند مبنی براین‌که محمدشاه  یک خلال دندان جادویی هم دارد  که هر کس با آن دندان خود بعد از شام خلال کند کرم را توان رخنه در دندان وی نباشد. این بود که همین که محمدشاه بعد از شام دندان‌هایش را با خلال جادویی تمیز کرد و  خاست خلال را پر شالش بچپاند نادر دست برد و خلال را از وی ستاند و بعد از خلال کردن دندان خویش بی توضیحی آن را پر شال خودش گذاشت و محمدشاه هم رنگ باخت ولی حرفی نزد. شاید شبانه چند نفری را روانه کرد که بلکه خلال بربایند ولی در تاریخ در این مورد چیزی ثبت نشده است. به روایتی نیز سردارانی که نادر را ترور کردند بیشتر قصدشان ربودن خلال بوده تا کشتن وی.

غرض؟ یکی از این دوقطعه الماس یعنی کوه نور  در حال حاضر در کشور انگلستان است و نزد اینگیلیسیای خبیث. حالا چطور این الماس به آن‌جا رفت بماند برای برگی دیگر از تاریخ ولی این خلال کجاست؟ اگر اطلاعی دارید برای ثبت در  بعدازبیست وسه در اختیار ما قرار دهید که این راز تاریخی از صفحات نورانی این وبلاق به در افتد. باشد که دین خود به مملکت خود ادا کرده باشیم با یافتن این خلال.

نظرات (8)
نادر
شنبه 27 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 09:56
البته ان الماسها اگر در ایران بودند تا حالا صدبار دزدیده شده بودند وادمهای زیادی سر انها تلف شده بود /اطرافیان نادر هرچیزی که میخواستند میدزدیدند وحکومت را نیز اطرافیان دزد ونالایق از نادر دزدیدند نادر تمام زحمات کشیده شده در زمانهای گذشته را به باددادنیروی نظامی ایران قوی بود ونادر انرا یک شبه قوی نکرد نادر مصرف کننده بدی بود وباعث تاراج کشور بعدها بوسیله بیگانگان گردید کور ذهنی نادر شوکت ایرانی را بر باد فنا دادوالسلام حقیقت تمام
پاسخ:
کاملن حق با شماست. البته یکی از آن ها در ایران است.
امتیاز: 0 0
شمس
پنج‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 21:15
و اما بعد
الماسی که در ایران است هم وزنن و هم حجمن از اون یکی الماس بزرگتره اما از لحاظ قیمت از اون یکی الماسه خیلی ارزانتره میپرسد چرا؟
عرض نمایم خدمت مبارکتان
روزی از روزها اقای خاقان بن خاقان حضرت اجل اشرف مظفر الدین شاه اعظم دستور میفرمایند جهت یادگاری کلامی بر الماس بزرگ الحجم حک فرماین که
یادگار مظفر
حال اگر اینها را بتراشند حجم و وزن الماس کم میشود واگر تراش نفرمایند که رویش حک شده
و قیمتش کم است
البته اهمیتی هم ندارد
خدا برا صابش نگاه دارد





من همه مطالب تان را خاهم خاند










پاسخ:
قربان این مظفرالدین شاه بروم. اصلن من قربان هر چه شاه بیمار و ناتوان است میروم. خب طفلک میخاسته نامش بر الماس ثبت شود تا در تاریخ جاودانه بماند!عدل مظفرش را که حکومت فعلی از سردر مجلس شورای ملی کند. حالا چرا یادگار مظفر را از روی این الماس نکند والله و اعلم. فتحعلیشاه هم داده هیکلش را بر طاق بستان کرمانشاه کندند. خودش که جاودانه نشد. پیکره اش جاودانه باد!!
امتیاز: 0 1
سیروس
یکشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 22:30
پدر امرزیده روز روشن جلوی چشم عالم و ادم سرستون تخت جمشید را سوار کامیون میکنند و میبرند .اثار تمدن جیرفت و غار کلماکره را با هواپیما میفرستند انور اب بعد شما دنبال خلال
دندان پادشاه هندی میگردی؟
در مورد دین خودت و این حرفها هم همین که این وبلاق را اداره
کنی ما همه خوانندگان گواهی میدهیم که دین شما از نظر
تاریخی و جغرافیایی و اینترنتی و غیره به این مملکت ادا شده
است.
پاسخ:
ما اگر شما را نداشتم که دق می کردیم.
امتیاز: 0 0
بابک
چهارشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 23:43
بنده میدانم کجاست. سوار بر ملشینی که با سرعت نور حرکت می کنه (کار یک مهندس مکانیکه که موتور پرایدو دستکاری کرده) نشستم و از زمین دور شدم و زمان به عقب باز گشت. چه دیدم؟ خلال هم تو انگلیس بود تا زمانیکه کادوی تولد دادن به رئیس جمهور وقت آمریکا. بعدش که به بوش رسید غفلتاً موقع توالت رفتن از جیب پیراهنش افتاد تو چاه. حالا هم از نخ دندان اورال بی استفاده می کنه. راضی هم هست. یکی هم واسه رایس خریده تا زیر نور افکنها دندوناش برق خاصی داشته باشه. متاسفم خبر خوبی نبود ولی عین واقعیت بود.
پاسخ:
یعنی میفرمایید پست بعدی وبلاگ رو آپ کنیم و دندون از این خلال دندون بکشیم؟ حالا نمیشه آدرس اون توالت رو بدی؟ با یکی دو تا مقنی میریم توی نخش. تازه فکر نمیکنم بوش سیفون رو کشیده باشه احتمالن این طور وانمود کردن که ما دیگه پاپی قضیه نشیم. ها؟ چی فکر میکنی؟
امتیاز: 0 0
پروانه
چهارشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 13:44
عجب مطالب تاریخی در این وبلاگ یافت می شود !!
..
جالب بود. فکر و قلم و دستتون درد نکنه
پاسخ:
ممنون.
امتیاز: 0 0
پادرا
سه‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 01:50
خوب معلومه پیش خودته دیگه ! چون هیچ کس جز خودت این رازو نمیدونست ! ای پست فطرت میراث فرهنگی رو احتکار میکنی ؟‌ باشه بهت میگم . حالا پیش خودمون باشه به منم میدیش ؟
پاسخ:
اگر پیش خودمان بود که بیشتر عمر و درآمدمان در راه دندانسازی نمیگذشت و اکنون دندانهایی داشتیم که به دندانهای براد پیت میگفت زکی. حالا دیدی پیش ما نیست؟ تازه ما و احتکار میراث فرهنگی؟ حاشا و کلا. در ضمن شما از بسیاری از رازهای تاریخی اطلاعی نداری و ما داریم آنها را از زیر خاک در می آوریم و بر صحیفه این لوح نورانی به زیور طبع می آراییم.
امتیاز: 0 0
زانوس
دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 20:17
اگر چه عجایب وغرائب درزندگی شاهان فراوان است وایشان وهمتایانشان چه در گذشته وحال هیچوقت به دل بی بدیل ما چنگی نزده اند ولی به خوان پر نعمت نثر شیوای شما اندر از قضیه ی کلاه برداری وکلاه گذاری بسی محظوظ گردیدیم شاهان وهمتایان جدیدشان اگرچه در شاهی و سیاست برمامگوزید خویش حتی رستم دستان را زهره ی بردن سنده بانیزه به زیر بینیشان نیست به گونه ایکه هر گونه چپ نگری به آنها با داغ ودرفش همراه است ولی در زندگی شخصی همان موجودات مفلوک وبدبختی هستند که به روز واقعه چون یتیمان میگریند گریستنی
پاسخ:
محظوظ گشتیم از محظوظ گشتنتان.
امتیاز: 0 0
فیروزه
دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:33
جان عزیز

اگر کسی از محل اختفای این خلال دندان آگاهی داشت که وضع مملکت این نبود ُ همانا تمامی پیشگویان بر این اصرار داشته و دارند که کلید درد این مملکت فقط آن خلال دندان جادویی بوده و بس
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد